
یازده روایت از شهید جمهور، سید ابراهیم رئیسی
۱. جوان ریش سفید! به محافظ گفتم، کاش صندلی می گذاشتید برای سید. لبخندی زد و گفت: به ریش های سفیدش نگاه نکن. هنوز جوانه و پرشور. ما از دستشان پیر شدیم. حاج آقا از پنج صبح تا یازده شب مشغول کارن.
(امتیاز کل 0 توسط 0 نفر)