
یازده روایت از شهید جمهور، سید ابراهیم رئیسی
۱. جوان ریش سفید! به محافظ گفتم، کاش صندلی می گذاشتید برای سید. لبخندی زد و گفت: به ریش های سفیدش نگاه نکن. هنوز جوانه و پرشور. ما از دستشان پیر شدیم. حاج آقا از پنج صبح تا یازده شب مشغول کارن.

مهمانی بزرگ عید غدیر خم
همراه با غرفه های پذیرایی و فرهنگی، نور افشانی، و قرعه کشی حضور، و کلی برنامه های شاد و متنوع دیگر
سه شنبه پنجم تیر ماه هزار و چهارصد و سه از ساعت شانزده تا بیست و سه
البرز کرج چهارصددستگاه ابتدای خیابان شهید ملک زاده

مسابقه ماهانه خرداد ماه عصر انتظار، همراه با جایزه نقدی، قبل از شروع مسابقه حتما قوانین را مطالعه کنید.

مراسم سوگواری در داغ شهدای حادثه بالگرد ریاست جمهور محترم
سخنرانی سید محمد حسینی مشاور فرهنگی و اجتماعی رئیس جمهور

یازده روایت از شهید جمهور، سید ابراهیم رئیسی
۲. کار بدون توقع، هر روز از صبح علی الطلوع سر کار حاضر میشد. هجده ساعت کار کردن (آن هم کار پرمشغله ایشان) واقعا دشوار بود. قلباً عقیده داشت که باید خودش را به سختی بیاندازد تا یک گوشه از مملکت پا بگیرد.

یازده روایت از شهید جمهور، سید ابراهیم رئیسی
۳. ورود غیر مردم ممنوع، سازمان بازرسی یک روز از هفته را اختصاص داده بود به دیدارهای مردم. سهشنبه های هر هفته، حدود ۱۵۰ نفر از مردم مشکلات شان را میگفتند و تا جایی که از دستش بر میآمد، حل میکرد.

چرا هر چه ظلمها و جنایت ها بیشتر می شود، زمینه برای ظهور آقا فراهم تر است؟
برای این که بشریت، این گونه حق و باطل را از هم تمیز می دهد! باطل آنقدر شور می شود که می گویند آنقدر شور شد که خان هم فهمید! این قدر شور میشود که متوسط مردم هم میتوانند بفهمند که چه چیز حق است و چه چیز باطل. راه حق و راه باطل، تفاوت شان روز به روز آشکار تر می شود. هر چه شقی، شقی تر بشود و سعید، سعید تر، شناختن این دو برای یک ناظرِ بی طرف، راحت تر است.
هر چه فشارهای اسرائیل بیشتر شود، به نفع ظهور است. هر چه قیام عمومی در عالَم، علیه اسرائیل زبانه بکشد، به نفع امام زمان (عج) است.

یازده روایت از شهید جمهور، سید ابراهیم رئیسی
۴. در میان مردم، ایام پیاده روی اربعین، در مرز مهران همراه آقای رئیسی بودیم، وقتی مردم متوجه حضورش شدند، آمدن سمت او، محافظان جلوی مردم را گرفتند نمیگذاشتند جوانها جلوتر بیایند.
اولین باری بود که آقای رئیسی را اینقدر ناراحت میدیدم، به محافظ ها تشر زد و گفت با مردم کاری نداشته باشید.