برای بستن ESC را بزنید

کارگاه فرهنگی 97 / 02

عقوبت گوش کردن به موسیقی

(به بهانه شهادت امام جواد علیه السلام)

 

وَ قَالَ الامام الجواد علیه السلام:

‏ مَنْ‏ أَصْغَى‏ إِلَى‏ نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ کَانَ النَّاطِقُ عَنِ اللَّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ کَانَ النَّاطِقُ یَنْطِقُ عَنْ لِسَانِ إِبْلِیسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْلِیسَ.

امام جواد «علیه السلام»می فرمایند :

 هر کس به سخن سخنرانى گوش دهد، او را پرستش کرده است. پس اگر او از خدا سخن بگوید خدا را پرستیده است، و اگر از زبان ابلیس سخن بگوید ابلیس را عبادت کرده است. [تحف العقول، صفحه: ۴۵۶]



جبهه فرهنگی مردمی البرز 0
4818

کلیپ هیئت 97 / 01

هیئت فرهنگی تربیتی محبین المهدی (عج) شعر پایانی

 



جبهه فرهنگی مردمی البرز 0
4818

اخبار هیئت مجموعه 97 / 02

 

مراسم مشترک شهادت امام جعفر صادق(ع)

هیأت محبین المهدی (عج) و هیأت امام حسن مجتبی (ع)



جبهه فرهنگی مردمی البرز 0
4823

اخبار هیئت مجموعه 97 / 01

 

مراسم مشترک شهادت امام علی (ع)

هیأت محبین المهدی (عج) و هیأت عشاق الشهاده



جبهه فرهنگی مردمی البرز 0
4815

شهدا 97 / 01

صیاد دلها

 

داستانک:

صبح روز بعد از خاکسپاری، خانواده‌اش نماز صبح را خواندند و رفتند بهشت زهرا(س)، اما پیش از آنها کس دیگری آمده بود، مقام معظم رهبری، که فرمودند: «دلم برای صیادم تنگ شده».

شهید صیاد در اخلاص به بالاترین مراتب رسیده بود.

موقعی که بنی صدر در اوایل جنگ، درجه سرهنگی شهید صیاد را از روی دوشش کند، ایشان به عنوان یک بسیجی به بچه های سپاه و بسیج مشورت می داد. همچنین ایشان مهمترین شخصی بود که ارتباط سپاه و ارتش را مستحکم کرد.



جبهه فرهنگی مردمی البرز 0
5195

کارگاه فرهنگی 97 / 01

امام زمان (عج) : نماز اول وقت را فراموش نکن

 

 

 

 



جبهه فرهنگی مردمی البرز 0
5266

شهدا 96 / 4

این قاب عکس بابای من است

آرزو عباسی فرزند شهید «جمشید عباسی» گفت: روزی به مادر گفتم، بابا برای من شده یک قاب عکس که روی دیوارخانه‌مان آویخته‌ام. مادر در پاسخ همه این حرف‌ها و بی‌تابی‌های من گفت، من منتظرم بابا برگردد، دلم به این خوش است، دلم نمی‌خواهد پیگیری کنی و خدایی نکرده به این برسیم که پدر شهید شده و دیگر نیست و اینگونه شد که پیگیری را رها کردم.



جبهه فرهنگی مردمی البرز 0
5676

شهدا 96 / 3

هنوز سربند یا زهرا (س) روی پیشانی داشت

مادر شهید علیزاده از زبان شهید صفری شهادت پسرش را اینگونه روایت کرد: «چشم‌های باز سعید را بستم، رویش را بوسیدم و با او حرف زدم. آرام پیکرش را به عقب کشیدیم. بغلش کردم و صورتش را بوسیدم. هنوز سربند یا زهرا (س) روی پیشانی داشت. شال سیاهی که همیشه دور گردنش بود را باز کردم و روی صورتش کشیدم. چند نفری بالای سرش روضه خواندیم.» ....



جبهه فرهنگی مردمی البرز 0
5327
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران