
فاطمه (س) به سختی چشمانش را باز میکند. درد سراسر بدنش را گرفته. خانه هنوز پر از دود است و فضه با چشمان گریان بالای سرش نشسته است. قبل از اینکه سراغی از حسن (ع) و حسین (ع) بگیرد، حتی قبل از اینکه برای محسن سوگواری کند؛ نام امامش را صدا میزند. سراغ از علی (ع) مظلوم میگیرد و وقتی و وقتی خبردار میشود که او را به مسجد برده اند، تمامی درد و رنجهایش را از یاد میبرد و بی درنگ به سمت مسجد میرود، تهدید فاطمه (س) در مسجد، جان علی (ع) را نجات میدهد. جان امام زمانش را.

نظرات