هیئت محبین المهدی (عج) منطقه چهارصددستگاه کرج

جبهه فرهنگی مردمی البرز

تشکل مردم نهاد جوانان کرانه نور هدایت

باشگاه فوتسال انصار ولایت البرز

تلویزیون اینترنتی هور
مسابقه ماهانه عصر انتظار
1 / 13
تصویر شماره ۱ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
2 / 13
تصویر شماره ۲ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
3 / 13
تصویر شماره ۳ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
4 / 13
تصویر شماره ۴ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
5 / 13
تصویر شماره ۵ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
6 / 13
تصویر شماره ۶ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
7 / 13
تصویر شماره ۷ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
8 / 13
تصویر شماره ۸ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
9 / 13
تصویر شماره ۹ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
10 / 13
تصویر شماره ۱۰ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
11 / 13
تصویر شماره ۱۱ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
12 / 13
تصویر شماره ۱۲ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
13 / 13
تصویر شماره ۱۳ - جبهه فرهنگی مردمی البرز

تو خیابون که راه می رفتم ناخداگاه چشمم میفتاد به خانم هایی که بدحجاب بودند. ازین وضع حسابی ناراحت وعصبی می شدم و سرم رو مینداختم پایین و افسوس می خوردم.

دلم میخواست یک کاری کنم اما چه کاری از دستم بر میومد؟ از طرفی پیامبر(ص) هم فرموده بودند : نگاه به نامحرم تیر زهر آلودی از تیرهای شیطان است. دلم می خواست به یک شکلی این تیر رو به سمت خود شیطان برگردونم که هم باعث ثواب بشه و هم باعث عاقبت بخیری زنان بد حجاب.

تا اینکه تصمیم گرفتم هر بار که ناخداگاه چشمم به خانم بد حجابی افتاد هم نگاهم رو ازش برگردونم و هم از طرف اون خانم یک صلوات بفرستم و هدیه کنم به خانم فاطمه زهرا (س) برای عاقبت بخیری اون خانمبدحجاب.

اینجوری هم من یک ثوابی می برم، هم اون خانم یک ثوابی می بره، هم برای عاقبت بخیریش کاری کرده بودم و هم اینکه تیر زهر آلود شیطان رو به سمت خودش برگردونده بودم.

حالا شما فکر کنین اگه همه آقایون اینکارو کنن اونوقت چی میشه؟؟؟

پ,ن : از وقتی که دارم اینکارو انجام میدم احساس خوبی بهم دست داده و حس رضایت دارم. شماهم امتحان کنین.

ثبت نظر: 0 نظر ثبت شده
(امتیاز کل 0 توسط 0 نفر)
تبلیغات 2 - نرخ تبلیغات در وبگاه مشاهده نرخ تبلیغات

شعری که مقام معظم رهبری از شهریار برای مادر سادات طلب کردند

حاج محسن عسگری مداح اهل بیت و شاعر آئینی اهل تبریز می گوید: حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر فرزانه انقلاب، در زمان ریاست جمهوری مسافرتی به تبریز داشتند که برنامه‌هایشان فشرده بود. شب شعری گذاشته بودند برای شعرا و نهایت لطف ایشان بود که مداح‌ها و شعرا هم شرکت داشته باشند منتها شرط کرده بودند، که در استانداری یک مجلسی بگذارید و شعرا را دعوت کنید حتماً استاد شهریار هم باشد و گفته بودند که ورود من(آیت‌الله خامنه‌ای) به جلسه قبل از شهریار باشد و برنامه را طوری تنظیم کنید که بعد از ایشان، استاد شهریار در مجلس بیاید، من افتخار حضور در آن مجلس را داشتم.

اول حضرت آقا تشریف آوردند قدم روی چشمان ما گذاشتند و نشستیم و با اعلام ورود، پنج شش دقیقه بعد از تشریف فرمایی حضرت آقا ورود استاد شهریار را اعلام کردند که رفته بودند دنبالش. زمانی که حضرت آقا متوجه شدند استاد شهریار به جلسه آمده‌اند با نهایت بزرگواری بلند شدند و به سمت در رفتند و از شهریار استقبال کردند.

آن موقع متوجه شدیم که چرا حضرت آقا چنین شرطی کرده که شهریار به پای ایشان بلند نشود بلکه ایشان به استقبال شهریار برود و عین جمله‌ای هم که در اولین برخورد بعد از سلام و روبوسی با استاد داشتند فرمودند که از آرزوهای زندگیم زیارت حضرت عالی بود که امشب الحمدلله موفق شدم.

بعد با نهایت احترام او را آوردند بغل دستشان نشاندند و شروع کردیم به شعر خواندن که آخر سر از شهریار پرسیدند که برای امیرالمؤمنین(ع)، سیدالشهدا(ع) و برای آقا امام زمان(عج) اشعاری از شما خواندیم. برای مادرمان حضرت زهرا(س) کاری نکرده ای؟ ندیدم شعری برای حضرت زهرا(س) از شما. استاد فرمودند که چرا یک شعر دارم برای حضرت زهرا(س)، آن روز خدمت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای این شعرشان را خواندند:

ماه آن شب خموش و سرگردان روی صحــرا و دشـت می‌تابیـــد
رنـگ غم رنـگ حـزن پـــــرور ماه همـه جا را نمــوده بـــود سپیـــد
دانـه دانـه ستـاره بـر رخ چـــــرخ همچــون اشک یتیــم می‌لرزیـــد
خـواب گستـرده بــود خاموشی بــــرجـهــــان پــرده فرامــوشــــی
مـرغ شــــــب آرمیــده بــود آرام چشم ایــام رفـته بــود به خــواب
سـایه نـخل‌هـا بــه چــهره نـــور از سیاهی کشیده بـــود حجــاب
بـاد در جست‌و‌جوی گمشده‌ای چرخ می‌زد چو عاشقی بی‌تــاب
غــرق ،شـهر مـدینه سرتــــاسر در سکوتی عمیِِِـــق و رعــــب آور
می‌کشید انتظار، خاک آن شب مقــدم تـــازه مــهــــمـــانـــــی را
می‌ربـود از کـف گــران مـــردی آســـمان همســـر جـــــوانـــی را
آتـش مرگ مادری می‌سوخت دل اطفـــال خستــــه جانـــــی را
مردم آرام لیک آهسته نوحه گر چهــــار طفـــل دل خـــــستــــــــه
بر سـر دوش جــسم بی‌جانی حمل می‌شـد به نقطه‌ای مرمــوز
همه خواهان به دل، درازی شب گرچه شب بود تلخ و طاقت سوز
تا مــگر راز شب نــگردد فـــاش نبــــــرد پـــی به راز شب، دل روز
راز شـب بـــود پیــــکر زهـــــرا که شب آغوش خاک گشتش جا
راز شب بود بانـــویی معصــوم که چـــه او مــردی از زمانه نـــزاد
هیجده ساله بانویی پر شور که سیـــاه کـــرد چهـــره بیـــــداد
بانویی،که ازسخن به محضرعام ریـخت آتــــش به جان استبـــداد
بانویی شیردل، دلیر و شجاع که نـــمود از حقوق خویش دفـاع
گــرچه زن بــود لیــک مــردانــه از قیـــام آتشی عظیـــم افروخت
شعلــه‌ای بــرکشیــد از ته دل که سیاه خرمن ستم را سوخت
درس احقاق حق و دفع ستم به جـــهان و جهانیـــان آموخـــت
مردم خفته را زخواب انگیخت آبــــروی ستمـــگــران را ریخـــــت

 

ثبت نظر: 0 نظر ثبت شده
(امتیاز کل 0 توسط 0 نفر)
تبلیغات 2 - نرخ تبلیغات در وبگاه مشاهده نرخ تبلیغات

شعری که شاعر بزرگ جهان عرب درباره رهبر انقلاب 
جواهری در صفحه اول این دیوان و به عنوان نوشته اهداء، قصیده ای سروده و در آن به مدح مقام معظم رهبری پرداخته است و در بیت آخر هم با اشاره به نام دیوان خود ذکریات، از رهبر انقلاب به خاطر محتوای آن طلب عفو کرد.
به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ "محمد مهدی جواهری" از بزرگترین شعرای جهان عرب در دوران معاصر است که به "شاعر العرب الأکبر" (بزرگترین شاعر عرب) و "شاعر الجمهوریة" مشهور است.

این شاعر شیعی مذهب در سال 1899 میلادی در نجف متولد شد و در دوران حکومت ملک فیصل به علت فشارهای سیاسی، عراق را به قصد ایران و سپس سوریه ترک نمود و سرانجام در سال 1997میلادی در دمشق دار فانی را وداع گفت.

از جواهری آثار فراوانی نظیر "دیوان الجواهري"، "ذكرياتي" (در سه جلد)، "بريد الغربة"، "الجواهري في العيون من أشعاره"و "بريد العودة" به جای مانده است.

همچنین ترجمه کتاب "جنایت روس و انگلستان در ایران" تحت عنوان "جنایة الروس والإنجلیز في ایران" نیز از آثار اوست.

این شاعر صاحب نام شیعه٬ در سال 1995میلادی با «حضرت آیت الله العظمی خامنه ای» رهبر معظم انقلاب اسلامی در تهران دیدار کرد.

وی در این دیدار یک نسخه از یکی از دواوین شعر خود ـ با نام "ذکریات" ـ را به ایشان اهداء کرد.

جواهری در صفحه اول این دیوان و به عنوان نوشته اهداء، قصیده ای سروده و در آن به مدح مقام معظم رهبری پرداخته است و در بیت آخر هم با اشاره به نام دیوان خود ذکریات، از رهبر انقلاب به خاطر محتوای آن طلب عفو کرد.

سَيّدي أيّها الأعز الأجَل / أنتَ ذو مِنّة وَأنتَ المدِل

َعجَزُ الحرف أن يُوفّي عظيماً / كُل ما قيل في سِواه يَقِل

أيّها الشامِخ الذي شاءَهُ اللهُ / زَعيماً لِثَورَةِ تَستَهِل

لَكَ في ذِمّة الإله يَمينٌ / يَدٌ مَن مَسّها بِسوءِ تَشِل

لَكَ في السّلم مِنبَرٌ لا يُجارى / لَكَ في الحرب مِضرَب لا يَفِل

لَكَ أهلٌ فَوقَ الذرى وَمَحَل / لَكَ بَعدَ المكرُمات وَقَبل

فإغتَفِر لي ما جاءَ في ذِكرياتي / يا عَطوفاً عَلى خُطى مَن يَزِل

ترجمه این شعر به زبان فارسی:

مولای من ای سرور والا مرتبه / نعمتت بس بزرگ است و تویی رهنما

کلمات از بیان مرتبه والای تو عاجز است / وهر چه در حق تو بگوییم نا چیز است

ای در بلندا که خداوند اراده نموده است / رهبر انقلابی باشی که روز به روز قوی تر می شود.

تو در پیشگاه خدا پیمان بسته ای / دستی که به ناشایست بر آن دراز شود را نابود کنی

در صلح بیانی داری بی نظیر / ودر جنگ پایگاهی داری که از پا نمی ایستد

تو خاندانی داری که در قله شرف قرار دارند / وجایگاه تو تمام فضائل را در بر می گیرد

ای آنکه بر لغزش کننده مهربان و عطوف است / از اشتباهاتم در دیوان "ذکریات" بگذر

 

ثبت نظر: 0 نظر ثبت شده
(امتیاز کل 0 توسط 0 نفر)
تبلیغات 2 - نرخ تبلیغات در وبگاه مشاهده نرخ تبلیغات

دغدغه ما و دغدغه آقا
در سفرهای مردمی که با ماشین انجام میشود، ترس بمب گذاری داشتیم و به آقا گفتیم: این دیدارها را کنسل کنیم!!!!!

گفتند: چرا؟ دلیل را گفتیم. ولی آقا فرمودند: برعکس شما ، من ترس دارم که یک نفر در این ازدحام جمعیت زیر ماشین نرود، و بخاطر همین از اول آیه الکرسی می خوانم و به مردم فوت می کنم تا زیر ماشین نروند…

به نقل از:سردار نجات

ثبت نظر: 0 نظر ثبت شده
(امتیاز کل 3 توسط 3 نفر)
تبلیغات 2 - نرخ تبلیغات در وبگاه مشاهده نرخ تبلیغات

از نسل حیدری و دلاورتر از تو نیست
یعنی پس از علی علی اکبرتر از تو نیست
منطق قبول داشت که با خلق و خوی تو
شخصی میان خلق پیمبرتر از تو نیست
میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام مبارک باد

ثبت نظر: 0 نظر ثبت شده
(امتیاز کل 0 توسط 0 نفر)
تبلیغات 2 - نرخ تبلیغات در وبگاه مشاهده نرخ تبلیغات

اولين نفري كه به جهنم مي رود؛ كيست؟


قال اباعبدالله الحسين عليه السلام: یاهذا کفّ عن الغیبة فإنها أدام کلاب النّار

شخصي نزد امام حسين از کسي غيبت کرد، امام فرمود:

اي فلاني دست از غيبت بردار زيرا غيبت نان و خورش سگهاي دوزخ است.[منبع :تحف العقول، صفحه 177 ]

از سوى خدا به موسى وحى شد:

هر غيب‏ت كننده‏ اى كه با توبه از دنيا برود، آخرين كسى است كه به بهشت وارد مى‏شود و هر غيبت‏ كننده‏ اى كه بر آن اصرار داشته باشد، و با اين حال از دنيا برود و توبه نكند، اوّلين كسى است كه داخل دوزخ می‏گردد منبع : إرشاد القلوب إلى الصواب ، جلد‏1 ؛صفحه 116

داستانك:

به شخصي گفتند: شنیدیم كه مى‏خواهى همسرت را طلاق بدهى؟ گفت: بله،

گفتند: چرا میخواهى او را طلاق بدهى؟ گفت: او ناموس من است، الان خودش هم در این مجلس نیست، من حق ندارم از او غیبت كنم. شما سؤال بدى كردید.

زن را طلاق داد و زن هم بعد از مدتى طبق حكم فقه رفت و شوهر كرد. سال بعد رفقا به او گفتند: راستى زنت را پارسال چرا طلاق دادى؟

گفت: او الان زن من نیست، ناموس دیگران است، خدا به من اجازه نمی‏دهد كه پشت سر ناموس مردم حرف بزنم.شما این سؤال‏تان بیجا است كه از من می‏پرسید.

ثبت نظر: 0 نظر ثبت شده
(امتیاز کل 0 توسط 0 نفر)
تبلیغات 2 - نرخ تبلیغات در وبگاه مشاهده نرخ تبلیغات

چيزي كه شب اول قبر به دردم خورد!
حضرت آيت الله مرعشي نجفي مي فرمودند:

شب اول قبر آیت‌‌الله شیخ مرتضی حائری قدس سرّه، برایش نماز لیلة‌ الدّفن خواندم، همان نمازی که در بین مردم به نماز وحشت معروف است. بعدش هم یک سوره یاسین قرائت کردم و ثوابش را به روح آن عالم هدیه کردم،. چند شب بعد او را در عالم خواب دیدم. حواسم بود که از دنیا رفته است. کنجکاو شدم که بدانم در آن طرف مرز زندگی دنیایی چه خبر است؟!

پرسیدم: آقای حائری، اوضاع‌تان چطور است؟ آقای حائری که راضی و خوشحال به نظر می‌آمد، رفت توی فکر و پس از چند لحظه، انگار که از گذشته‌ای دور صحبت کند شروع کرد به تعریف کردن... وقتی از خیلی مراحل گذشتیم، همین که بدن مرا در درون قبر گذاشتند، روحم به آهستگی و سبکی از بدنم خارج شد و از آن فاصله گرفت. درست مثل اینکه لباسی را از تنت درآوری. کم کم دیگر بدن خودم را از بیرون و به طور کامل می‌دیدم. خودم هم مات و مبهوت شده بودم، این بود که رفتم و یک گوشه‌ای نشستم و زانوی غم و تنهایی در بغل گرفتم.

ناگهان متوجه شدم که از پایین پاهایم، صداهایی می‌آید. صداهایی رعب‌آور و وحشت‌افزا! صداهایی نامأنوس که موهایم را بر بدنم راست می‌کرد. به زیر پاهایم نگاهی انداختم. از مردمی که مرا تشیع و تدفین کرده بودند خبری نبود. بیابانی بود برهوت با افقی بی‌انتها و فضایی سرد و سنگین و دو نفر داشتند از دور دست به من نزدیک می‌شدند. تمام وجودشان از آتش بود. آتشی که زبانه می‌کشید و مانع از آن می‌شد که بتوانم چشمانشان را تشخیص دهم.

انگار داشتند با هم حرف می‌زدند و مرا به یکدیگر نشان می‌دادند. ترس تمام وجودم را فرا گرفت و بدنم شروع کرد به لرزیدن. خواستم جیغ بزنم ولی صدایم در نمی‌آمد. تنها دهانم باز و بسته می‌شد و داشت نفسم بند می‌آمد. بدجوری احساس بی‌کسی غربت کردم:

- خدایا به فریادم برس! خدایا نجاتم بده، در اینجا جز تو کسی را ندارم....

همین که این افکار را از ذهنم گذرانیدم متوجه صدایی از پشت سرم شدم. صدایی دلنواز، آرامش ‌بخش و روح افزا و زیباتر از هر موسیقی دلنشین! سرم را که بالا کردم و به پشت سرم نگریستم، نوری را دیدم که از آن بالا بالاهای دور دست به سوی من می‌آمد. هر چقدر آن نور به من نزدیکتر می‌شد آن دو نفر آتشین عقب‌تر و عقب‌تر می‌رفتند تا اینکه بالاخره ناپدید گشتند.

نفس راحتی کشیدم و نگاه دیگری به بالای سرم انداختم. آقایی را دیدم از جنس نور. نوری چشم نواز آرامش بخش. ابهت و عظمت آقا مرا گرفته بود و نمی‌توانستم حرفی بزنم و تشکری کنم، اما خود آقا که گل لبخند بر لبان زیبایش شکوفا بود سر حرف را باز کرد و پرسید: آقای حائری! ترسیدی؟

من هم به حرف آمدم که: بله آقا ترسیدم، آن هم چه ترسی! هرگز در تمام عمرم تا به این حد نترسیده بودم. اگر یک لحظه دیرتر تشریف آورده بودید حتماً زهره ‌ترک می‌شدم و خدا می‌داند چه بلایی بر سر من می‌آوردند.

بعد به خودم جرأت بیشتر دادم و پرسیدم: راستی، نفرمودید که شما چه کسی هستید.

و آقا که لبخند بر لب داشت و با نگاهی سرشار از عطوفت، مهربانی و قدرشناسی به من می‌نگریستند فرمودند: من علی بن موسی الرّضا هستم. آقای حائری! شما 38 مرتبه به زیارت من آمدید من هم 38 مرتبه به بازدیدتان خواهم آمد، این اولین مرتبه‌اش بود؛ 37 بار دیگر هم خواهم آمد...

[منبع: كرامات امام رضا عليه السلام از زبان بزرگان ؛ صفحه 29]

ثبت نظر: 0 نظر ثبت شده
(امتیاز کل 0 توسط 0 نفر)
تبلیغات 2 - نرخ تبلیغات در وبگاه مشاهده نرخ تبلیغات

در حديثي از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه: پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند:

شعبان ،ماه من است . در اين ماه بر من ، بسيار صلوات بفرستيد   [زادالمعاد،صفحه49]

داستانك:

حجت الاسلام محقق (داماد آيت الله گلپايگاني) مي فرمود:

مرحوم آخوند ملاعلي همداني رحمت الله حكايت نموده اند : روزي پير مردي جهت حساب خمس و زكات ، پيش من آمد . متوجه شدم از آن پيرمرد بوي عطر عجيبي بر مشامم مي رسد كه تا به حال نظير آن را استشمام نكرده ام .

از او پرسيدم : اي پيرمرد ، از چه عطري استفاده مي كني ؟

گفت : حضرت آيت الله ، اين بوي خوش ، قصه اي دارد كه تاكنون آن را براي احدي نقل نكرده ام  اما چون شما آقاي ما هستي ، برايتان تعريف مي كنم . قصه اين است كه :

شبي در عالم خواب پيامبر خدا صلي الله عليه و اله وسلم را زيارت نمودم ، در حالي كه آن حضرت نشسته بودند و حدود ده يا بيست نفر اطراف ايشان حضور داشتند و من هم در آن مجلس بودم . حضرت فرمودند : كدام يك از شما بر من زياد صلوات مي فرستيد ؟ مي خواستم بگويم كه من زياد صلوات مي فرستم ، اما ساكت شدم .

بار دوم پرسيدند ، باز هم كسي پاسخ نگفت  براي بار سوم حضرت فرمودند : كدام يك از شما بر من زياد صلوات مي فرستد ؟ مي خواستم بگويم من ، كه با خود فكر كردم شايد ديگران بيشتر از من صلوات مي فرستند .

 پس آنگاه پيامبر اكرم صلي الله عليه و اله وسلم بلند شده و خطاب به من فرمودند : شما بر من زياد صلوات مي فرستي ، و لبان مرا بوسيد.   [كتاب صلوات صفحه 122]

ثبت نظر: 0 نظر ثبت شده
(امتیاز کل 0 توسط 0 نفر)
تبلیغات 2 - نرخ تبلیغات در وبگاه مشاهده نرخ تبلیغات

هیئت محبین المهدی (عج) منطقه چهارصددستگاه کرج

پخش شب نامه علیه روحانی در مراسم امروز مرقد امام (ره)

در شب‌نامه «روحانی زیر ذره بین امام خمینی» به بررسی مواضع دولت یازدهم در منظومه فکری امام خمینی پرداخته و مسائلی مانند ممیزی کتاب، نماد شیر وخورشید، بهشت زورکی، انحلال مجمع عقلا و پایان جنگ را مورد بررسی قرار داده است.

به گزارش پارسينه در حاشیه مراسم بیست و پنجمین سالگرد امام خمینی در حرم مطهر شب‌نامه و بولتن‌هایی علیه دولت و حسن روحانی رئیس جمهوری توزیع شد.

این شب‌نامه‌ها و بولتن‌ها با عنوان«نگرانیم...،‌» «چه داده‌ایم؟ چه گرفته‌ایم؟» «روحانی زیر ذره‌بین امام خمینی» و «بی‌ادبانه‌های کدخدا» نام داشتند.

در شب‌نامه نگرانیم فهرستی از عملکرد عناصر فرهنگی دولت یازدهم همانند بازگشایی نشر چشمه، سخنان رئیس جمهور درباره هنر،‌سخنان حسن روحانی پیرامون آنتن ماهواره،‌تلاش دولت برای رفع فیلتر شبکه‌های اجتماعی، صحبت‌های وزیر ارشاد در باره تک‌خوانی زنان، صحبت‌های مشاور رئیس جمهور درباره نماد شیر و خورشید، چاپ کتاب‌های صادق هدایت و محمود دولت آبادی و همچنین برگزاری مراسم جشن زنانه در کاخ سعد آباد پرداخته است.

در شب‌نامه «روحانی زیر ذره بین امام خمینی» به بررسی مواضع دولت یازدهم در منظومه فکری امام خمینی پرداخته و مسائلی مانند ممیزی کتاب، نماد شیر وخورشید، بهشت زورکی، انحلال مجمع عقلا و پایان جنگ را مورد بررسی قرار داده است.

در شب‌نامه «چه داده ایم؟ چه گرفته ایم؟» نیز به نقد توافق ژنو پرداخته است.

و در شب نامه « بی ادبانه های کدخدا» به بررسی صحبت های مقامات ایالت متحده آمریکا علیه کشورمان پرداخته است.

گفتنی است در مراسم بزرگداشت بیست و پنجمین سالروز ارتحال حضرت امام خمینی(ره) شخصیت‌های کشوری و لشگری حضور یافتند که می‌توان به حجت الاسلام حسن روحانی، آیت‌الله صادق آملی لاریجانی،‌آیت الله مهدوی کنی، علی لاریجانی، آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی،‌حجت الاسلام و المسلمین ناطق نوری، آیت‌الله سید محمود هاشمی شاهرودی، سید حسن خمینی، سید علی خمینی، سید یاسر خمینی، آیت الله احمد جنتی،‌اسحاق جهانگیری، محمد نهاوندیان،‌ محمود احمدی‌نژاد،‌سردار محمدرضا نقدی،‌امیر عطاالله صالحی،‌ امیر احمدرضا پوردستان،‌ علی اکبر صالحی، عبدالله جاسبی،‌ ولی الله سیف، رضا فرجی دانا،‌حسین فریدون، امیر سیاری،‌ امیر اسماعیلی، علی جنتی،‌ سردار فضلی، مجید فضلی،‌سرداری علی حاجی زاده، غلامعلی حداد عادل، علی نیکزاد،‌ عباس جعفری دولت آبادی، سید محمد حسینی و مجتبی ثمره هاشمی اشاره کرد.

منبع: خبرگزاری ایلنا

 

ثبت نظر: 0 نظر ثبت شده
(امتیاز کل 0 توسط 0 نفر)
تبلیغات 2 - نرخ تبلیغات در وبگاه مشاهده نرخ تبلیغات

بخش اول

چکیده

در زمان پیامبر اکرم (ص)  و حتی ابوبکر چیزی از اسرائیلیات در تفسیر، تاریخ و اصول اعتقادی مسلمانان مطرح نبود. از زمان خلیفه دوم کم‌کم افکار و اندیشه‌های بنی اسرائیلی در میان مسلمانان رسوخ کرد. احبار یهودی و راهبان مسیحی بعدها با حمایت جانی و مالی معاویه و خاندان بنی‌امیه، در ترویج اسرائیلیات نقش کلیدی داشتند.

اکنون فرقه وهابیت به‌عنوان یک جریان دینی در برداشت از آیات صفات از آن بهره‌برداری کرده، خود را بر صراط حق و مخالفین را در گمراهی می‌بینند. در نوشتار حاضر با سنجش و مقایسه اندیشه‌های اعتقادی تورات و اندیشه‌های اعتقادی وهابیت در باب توحید صفاتی به این نتیجه رسیدیم که اعتقادات توحید صفاتی وهابی‌ها نسخه جدیدی است، برگرفته شده از اعتقادات یهود.

واژگان کلیدی

اسرائیلیات، عرش، ید، کعب‌الاحبار، ابوهریره، صفات، نقد.

طرح مسئله

یکی از اصول بنیادین اسلام، اصل توحید است، که خود شامل توحید ذاتی، ربوبی، صفاتی و افعالی می‌شود. مسلمانان در توحید صفاتی با یکدیگر اختلاف‌نظر دارند. به گونه‌ای که بعضی با ارائه چهره انسانی از خداوند، برایش اعضا و جوارح قائل شده‌اند. با توجه به اینکه در زمان پیامبر اکرم(ص)  چنین اندیشه‌هایی در میان مسلمانان مطرح نبود، این پرسش مطرح می‌شود که از چه زمانی این اعتقادات و اندیشه‌ها در میان مسلمانان شکل گرفت؟ آیا ریشه‌های درون‌دینی دارد؟ یا عوامل برون‌دینی باعث به‌وجود آمدن چنین اعتقاداتی شده است؟ مقاله حاضر به تحقیق درباره این مسئله می‌پردازد.

واژه اسرائیلیات

اسرائیلیات جمع اسرائیلیه است و در اینکه ریشه آن عربی، یا از واژگان وارداتی زبان عربی است، اختلاف‌نظر است.؟ بعضی آن را واژه‌ای عبری دانسته‌اند که به‌معنای «پیروزی بر خدا» است. (معرفت، 1379: 2 / 70) این کلمه مرکب از دو جزء است؛ واژه «اسراء» به‌معنای پیروزی و چیره شدن؛ و واژه «ئیل» به‌معنای قدرت تام و تمام. (همان: 71) بنابراین، «اسرائیل» یعنی چیره شده و پیروز آمده بر قدرت کامل یعنی خداوند تعالی. (همان) بنابر عقیده یهودیان، پس از پیروزی حضرت یعقوب در پیکار با خداوند، به وی لقب «اسرائیل» داده شد. (همان)نظر دیگر این است که: «اسرائیل» از نظر لغوی به‌معنای بنده و برگزیده خدا، (قرشی، 1371: 1 / 81) و هم‌معنای عبدالله است. (مغنیه، 1424: 1 / 90) بعضی هم احتمال داده‌اند کلمه اسرائیل عبری نبوده بلکه عربی، و برگرفته از عبارت «سبحان الذی أسری بعبده» باشد. (خمینی، 1418: 5 / 523)

معنای اصطلاحی

اسرائیلیات دراصطلاح به روایت‌های برگرفته شده از یهود و نصاری گفته می‌شود که در میان امت‌های گذشته جاری بوده است؛ (ابن‌کثیر، 1412: 1 / 18؛ معین، 1363: 1 / 265) و به‌جهت غلبه جانب یهودی این روایات بر جانب نصرانی آنها، اسم اسرائیلیات بر آن نهاده‌اند. (همان) غالب این داستان‌ها خرافی و بی‌اساس‌اند. (معین، 1363: 1 / 265)

عوامل ترویج فرهنگ بنی اسرائیل

از عوامل ترویج فرهنگ بنی‌اسرائیل می‌توان به فعالیت گروهی از اهل کتاب و بعضی از مسلمانان در نقل روایات دروغ برگرفته از اسرائیلیات اشاره کرد.

الف) اهل کتاب

برخی از اهل کتاب ناچار اسلام آورده بودند و گوشت و پوست آنها آغشته به اعتقادات یهودی و مسیحی بود و اطلاعات زیادی از تورات و انجیل موجود داشتند؛ ازاین‌رو، مسلمانان به‌دیده دانشمند و افراد با اطلاع به آنها نگاه می‌کردند و آنان نیز، در محافل و جمع مسلمانان از اسرائیلیات روایت می‌کردند. از مشهورترین آنها می‌توان افراد ذیل را نام برد:

1. کعب‌الاحبار

اَحبار جمع «حَبر یا حِبر» به‌معنای دانشمند است. کعب‌الاحبار یعنی کعب دانشمندان (نووی، 1407: 3 / 206) بعضی وجه تسمیه‌اش را در اختیار داشتن کتاب‌های احبار (دانشمندان یهود) دانسته‌اند. (همان) در اینکه کعب چه زمانی مسلمان شد، اختلاف‌نظر است. صحیح‌ترین قول آن است که او در زمان عمر اسلام آورد (ابن‌حجر، بی‌تا: 13 / 282؛ ابوریه، بی‌تا: 147) و در سال 32 هجری، در دوران خلافت عثمان، در حِمص وفات یافت. (نووی، 1407: 3 / 206) او با صحابه پیامبر(ص)  می‌نشست و از کتاب‌های اسرائیلیات برایشان روایت نقل می‌کرد. (ذهبی، 1413: 3 / 489) ابوهریره می‌گفت: «کانَ اَهلُ الکتاب یقرؤُونَ التوراة بالعبرانیة و یفسِّرونَهُ بالعربیةِ». (ابن‌حجر، بی‌تا: 13 / 282)

گروهی از سیره‌نویسان نوشته‌اند که علی(ع)  درباره کعب‌الاحبار می‌گفت: او از دروغگویان است. (بحرانی، 1411: 1 / 25) همچنین از زراره روایت شده که گفت: شخصی به‌نام عاصم‌ بن ‌عمر نزد امام باقر(ع)  آمد و گفت: کعب‌الاحبار می‌گوید: «هر بامداد کعبه مقابل بیت‌المقدس سجده می‌کند» امام باقر(ع)  فرمود: نظر تو درباره سخن کعب چیست؟ او گفت: کعب راست گفته است. امام باقر(ع)  فرمود: تو و کعب، هردو دروغ می‌گویید. (کلینی، 1365: 4 / 240) کعب‌الاحبار و امثال او از کسانی‌اند که حکایات و سخنانی را میان مسلمانان وارد کرده و آنها را فریب می‌دادند. (ابن‌حزم اندلسی، بی‌تا: 4 / 240)

2. تمیم داری

تمیم ‌بن ‌اوس داری از مسیحیان یمن بود. (ابوریه، بی‌تا: 181) در سال نهم هجری پس از جنگ تبوک با گروهی نزد پیامبر(ص)  آمد و مسلمان شد. (همان: 182) او در مدینه زندگی می‌کرد و پس از قتل عثمان به شام رفت. (همان) در دوران خلافت علی(ع)  در سال چهلم هجری وفات کرد. (همان)، از کسانی بود که به‌جای پیامبر(ص)  پیش‌نماز می‌ایستاد. (ابن‌عساکر، بی‌تا: 22 / 219) وی اولین کسی بود که داستان‌سرایی را آغاز کرد؛ از عمر اجازه گرفت تا برای مردم داستان بگوید؛ عمر به او اجاز داد تا ایستاده داستان بگوید. (ذهبی، 1413: 2 / 448) او در زمان عمر پیش از خطبه‌های نماز جمعه سخنرانی می‌کرد. (نمیری، بی‌تا: 1 / 11) در زمان عثمان جلسات سخنرانی تمیم در هر جمعه به سه جلسه افزایش یافت. (همان: 12)

3. وهب بن منبه

نژادش از فارس است که کسرا آنها را به یمن فرستاد. (زرکلی، بی‌تا: 8 / 125) آگاه به اساطیر گذشتگان، به‌ویژه اسرائیلیات بود. (همان) عمر بن ‌عبدالعزیز قضاوت شهر یمن را به او سپرد. (همان) وهب می‌گفت: 92 کتاب آسمانی را گوش داده‌ام، هفتاد و دوتای آنها را در کنیسه‌ها و بیست تا را از طریق مردم. (همان: 126) وی می‌گوید: در تمام آن کتاب‌ها دیدم که اگر کسی خواست و اراده‌ای را به خود نسبت دهد، کفر ورزیده است. (همان)

پدرانش بر دین مردم فارس (مجوس یا زرتشت) بودند. (همان) آنان با سکونت در میان مردم یمن ضمن فراگیری دین مسیح، با آداب و رسوم یهودی نیز، خو گرفتند. (ابوریه، بی‌تا: 150) وهب، زبان یونانی می‌دانست و از علم و دانش اهل کتاب اطلاعات زیادی داشت. (همان) او از مشهورترین مدرسان مدرسه‌ای بود که کیسان ‌بن ‌طاووس در یمن بنیان‌گذاری کرده بود. (ثعالبی، 1418: 1 / 80) وهب در محرم سال 113 یا 114 هجری قمری در هشتادسالگی وفات یافت. (ابن‌حبان، 1393: 5 / 487)

بعضی هم سال وفات او را سال 110 هجری درج کرده‌اند. (همان) وی می‌گفت: سی کتاب آسمانی را که برای سی پیامبر نازل شده بود مطالعه کردم. (ذهبی، 1413: 4 / 545) از کتاب‌هایی که به او نسبت داده شده: ذکر الملوک المتوجّه من حمیر و اخبارهم و قصصهم و قبورهم و اشعارهم، قصص الانبیاء، قصص الاخیار، کتاب القدر و کتاب الاسرائیلیات است. (کحالة، بی‌تا: 13 / 174) وهب‌ بن ‌منبه مدعی بود تورات و انجیل تحریف نشده و تغییری در آن صورت نگرفته است و به همان صورتی که نازل شده باقی است. تغییر و تحریف در کتاب‌هایی رخ داد که توسط احبار و راهبان نوشته شده است. و کتاب‌های نازل‌شده الهی مصون از تحویل و تحریف‌اند. (ابن‌کثیر، 1412: 1 / 384)

ب) مسلمانان

اگرچه در میان مسلمانان این حدیث پیامبر(ص)  شایع بود: «لا تصدّقوا اهل الکتاب و لا تکذّبوا هم ...» اما مسلمانان در نقل کلام آنها خودداری نمی‌کردند. (همان: 1 / 19) و حتی بعضی از صحابه به وهب‌ بن ‌منبه، کعب‌الاحبار و عبدالله ‌بن ‌سلام پیوستند. (ابوریه، بی‌تا: 146 و 147)

1. ابوهریره

ابوهریره از صحابه پیامبر(ص)  است. کنیه‌اش «ابوهریره»، و در نام وی اختلاف‌نظر است. تا جایی که سی اسم برای او نقل کرده‌اند. (عسکری، 1371: 12) پس از فتح «خیبر» به مدینه آمد و تا وفات پیامبر(ص) ، سه سال صحبت آن حضرت را درک نموده است. (همان) کعب‌الاحبار در وصف ابوهریره می‌گوید: «ما رأیتُ احداً لم یقرأ التوراة اَعلمَ بما فیها مِن ابی‌هریره» (ذهبی، بی‌تا: 1 / 35) ندیدم کسی را که تورات نخوانده باشد، و آگاه‌تر از ابوهریره به محتوای آن باشد. وی می‌گفت: احادیثی از پیامبر(ص)  روایت می‌کنم که اگر در زمان عمر می‌گفتم، سرم را می‌شکاند. (همان) ابوهریره می‌گفت: اگر تمام روایاتی را که در کیسه دارم برای شما نقل می‌کردم با پشگل مرا می‌زدید. (همان: 615) وی در 78 سالگی و به سال 59 هجری وفات کرد. (همان: 626)

نقدِ ابوهریره

امام علی(ع)  می‌فرمود: «آگاه باشید که دروغگوترین انسان زنده نسبت به رسول خدا است» (ابن ابی‌الحدید، بی‌تا: 1 / 68) عایشه به احادیثی که ابوهریره از پیامبر(ص)  روایت می‌کرد، اشکال می‌گرفت. (ذهبی، 1413: 2 / 604) ابوهریره این‌گونه توجیه می‌کرد که زن بودن و سرمه کشیدن و آراستن برای پیامبر(ص)  تو را به خود مشغول می‌کرد؛ درحالی‌که چیزی نبود که من را از پیامبر(ص)  باز دارد! (همان: 604) شخصی به عایشه گفت: ابوهریره از قول پیامبر(ص)  روایت می‌کند که «بد فالی در سه چیز است: زن، خانه و اسب» عایشه از این روایت بسیار خشمگین شد.

و گفت: اهل جاهلیت چنین می‌گفتند. (ابن‌حنبل، بی‌تا الف: 6 / 150،240 و 246) عمر بن ‌خطاب، ابوهریره را تازیانه می‌زد و به وی می‌گفت: «بسیار روایت نقل می‌کنی و سزاوار آن هستی که یکی از دروغگویان بر پیامبر(ص)  باشی». (ابن ابی‌الحدید، بی‌تا: 4 / 67 و 68) سفیان ثوری از ابراهیم تیمی نقل کرده است که گفت: از ابوهریره حدیث قبول نکنید مگر احادیثی که درباره بهشت یا جهنم گفته باشد. (همان: 68)

از ابوحنیفه درباره خبری که از رسول خدا می‌رسد و با قیاس تعارض دارد پرسش شد. وی گفت: اگر راویان ثقه، آن خبر را نقل کرده باشند، به آن عمل می‌کنیم و رأی را کنار می‌نهیم. (همان: 68) از او پرسیدند، درباره روایات ابوبکر و عمر چه می‌گویی؟ گفت: روایات آن دو، تو را کفایت می‌کند. (همان) از روایات علی و عثمان پرسش شد، گفت: روایات آنها هم چنین است. سپس درباره روایات صحابه، گفت: چون عادل بودند روایات همه آنها به جز ابوهریره و انس‌ بن ‌مالک درست است. (همان) دیگر ایرادهایی که بر وی وارد کرده‌اند عبارت‌اند از:

یک. حدیث «وعاءین»؛ بخاری از ابوهریره روایت کرده است که گفت: از پیامبر(ص)  دو ظرف حدیث حفظ کردم که یکی را در میان مردم پخش می‌کنم؛ اما درصورت پخش ظرف دوم، این گلو بریده می‌شود. (بخاری، بی‌تا: 1 / 38) چگونه ممکن است پیامبر(ص)  احادیثی را از همه صحابه کتمان کرده باشد، و فقط به ابوهریره آن‌هم کسی که بعد از سال نهم هجری مسلمان شده گفته باشد!؟

دو. ابوهریره تدلیس می‌کرد (روایاتی را که از صحابه شنیده بود، به پیامبر(ص)  نسبت می‌داد) مثلاً روایت: «مَن أدرک الصبحَ و هُوَ جُنُبٌ فَلا یصُمُّ» را از قول پیامبر روایت می‌کرد، و براساس آن فتوا می‌داد. (ابن‌حجر، 1415: 1 / 65 و 66) وقتی عایشه بر او اشکال گرفت که خود پیامبر(ص)  چنین رفتار نمی‌کرد بلکه روزه را ادامه می‌داد؛ ابوهریره گفت: من از فضل ‌بن ‌عباس و اسامة بن‌ زید شنیده‌ام. (همان)

سه. تهمت به مقام نبوت: ابوهریره می‌گوید: نماز برپا شد و صفوف آراسته گردید. رسول خدا در جایگاه نماز ایستاد؛ بعد یادش آمد که جنب است! به ما گفت: منتظر بمانید؛ سپس، غسل کرده، بازگشت. (بخاری، بی‌تا: 1 / 72 و 157) چگونه عقل قبول کند که پیامبر(ص)  نسبت‌به تطهیر خود غفلت داشته و در جایگاه نماز حاضر شده و بعد یادش آمده باشد که جنب است!؟

2. عبدالله بن عمروعاص

از صحابه پیامبر(ص)  است. کنیه‌اش ابا محمد و به روایتی، عبدالرحمن بود. (ابن‌اثیر، 1364: 3 / 233) قبل از اسلام اسمش «العاص» بود که و بعد از مسلمان شدن، پیامبر(ص)  نام عبدالله بر او نهاد. (ذهبی، 1413: 3 / 79) وی زبان سُریانی را که زبان اصلی تورات است آموخته بود. (عسکری، 1371: 12 / 30، زرکلی، بی‌تا: 4 / 111) معاویه مدت کوتاهی ولایت کوفه را به او سپرد. (زرکلی، بی‌تا: 4 / 111)

او در جنگ یرموک دو خورجین، پر از کتاب‌های اهل کتاب به‌دست آورد. (ابن‌کثیر، 1408: 1 / 25) عبدالله ‌بن ‌عمرو کتاب‌های یهود و نصاری را همواره مطالعه می‌کرد و توجه خاصی به آنها داشت. (ذهبی، 1413: 3 / 81) مجاهد می‌گوید: نزد عبدالله‌ بن ‌عمروعاص صحیفه‌ای دیدم. پرسیدم این چیست؟ گفت: این صحیفه صادقه نام دارد. هرچه از پیامبر(ص)  شنیدم در آن نوشتم؛ درحالی‌که بین من و او هیچ‌کس دیگری نبود. (ابن‌سعد، بی‌تا: 2 / 373) وی از قول پیامبر(ص)  روایت کرده است که فرمود: «بلغُوا عنّی و لَو آیةً و حدّثُوا عن بنی‌اسرائیل و لا حرجَ». (ابن‌کثیر، 1408: 2 / 157)

بنیان گذاران فرقه وهابیت

1. احمدبن حلیم بن عبدالسلام بن خضر ابن‌تیمیه

وی در حرّان متولد شد و در کودکی به‌سبب ظلم قوم تاتار همراه با پدر و خانواده‌اش از حرّان به دمشق مهاجرت کرد. (سرکیس، 1410: 1 / 55) ابن‌قیم جوزی از شاگردان ابن‌تیمیه و از کسانی بود که با وی به زندان رفت. (کثیری، 1418: 302) هنگامی‌که ابن‌تیمیه مرد، ابن‌قیم تنقیح، تبویب و شرح و توضیح آثار به‌جای‌مانده از او را برعهده گرفت. (همان) دانشمندان روزگار ابن‌تیمیه، با مشاهده انکار ضروریات دین، از او بیزاری جسته، به گمراهی وی حکم دادند و توبه را بر او واجب دانستند. (خویی، 1395: 470) در مصر، قاهره، اسکندریه و دوبار هم در دمشق به زندان رفت و همان‌جا در بیستم ذیقعده 728 هجری وفات کرد. (کحاله، بی‌تا: 1 / 261)

2. محمد بن عبدالوهاب

عقاید و آرای ابن‌تیمیه، قرن‌ها به بوته فراموشی سپرده شده بود تا اینکه در قرن دوازدهم هجری، محمد بن ‌عبدالوهاب نجدی (1206 ـ 1115 ق) ظهور کرد و به ترویج عقاید او پرداخت. وی بیش‌از هر چیزی بر همان آرایی که ابن‌تیمیه ابداع کرده بود، پای فشرد. و آنها را جزء عقاید و اصول مسلم مسلمانان مطرح کرد. اولین کسی که علیه محمد بن ‌عبدالوهاب دست به نگارش زد، برادرش شیخ سلیمان بن عبدالوهاب بود که کتاب‌های: الصواعق الالهیة فی الرّد علی الوهابیة و فصل الخطاب فی الردّ علی محمد بن عبدالوهاب را نوشت. (رضوی، بی‌تا: 120)

سپس نقدهایی از ناحیه علمای مصر، هند، سوریه و عراق علیه او نوشته شد. (همان) کتاب فصل الخطاب وی، تأثیر چشمگیری در شناسایی مردم نسبت‌به اعتقادات و شریعت وهابیت داشت و مورد پذیرش قرار گرفت. (همان) سلیمان به‌لحاظ دانش، صداقت و مقبولیتی که در میان مردم داشت، گواه صادقی علیه برادرش بود. (نجدی حنبلی، بی‌تا: 120) استادش شیخ محمد بن ‌سلیمان کردی او را چنین نصیحت می‌کرد:

من تو را سفارش به خدای تعالی می‌کنم که زبانت را از بدگویی مسلمانان بازداری. تو توجیهی نداری که به عامه مسلمانان نسبت کفر می‌دهی، درحالی‌که تو خود را از مسلمانان جدا کشیده و مسیری غیر از مسیر آنان در پیش گرفته‌ای. (عبدالسلام: 1416: 76)

منابع و مآخذ

1. قرآن کریم.

2. ابن‌ابی‌الحدید، بی‌تا، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بی‌جا، داراحیاء الکتب العربیة.

3. ابن‌اثیر، 1364، النهایة فی غریب الحدیث، تحقیق احمد الزاوی ـ محمود محمد الطناحی، قم، مؤسسه اسماعیلیان.

4.  بی‌تا، اسدالغابة، تهران، اسماعیلیان.

5. ابن‌تیمیه، بی‌تا الف، العقیدة الحمویة الکبری، نسخه الکترونیکی، مکتبة مشکاة الاسلامیة.

6.  بی‌تا ب، رسالة العرشیة، نسخه الکترونیکی، مکتبة مشکاة الاسلامیة.

7. بی‌تا ج، رسالة الاکلیل، نسخه الکترونیکی، مکتبة مشکاة الاسلامیة.

8. بی‌تا د، شرح حدیث نزول، نسخه الکترونیکی، مکتبة مشکاة الاسلامیة.

9. بی‌تا ح، مجموع الفتاوی، نسخه الکترونیکی، مکتبة مشکاة الاسلامیة.

10. ابن‌حبان، محمد بن حبان بن احمد ابن‌حاتم، 1393 ق، کتاب الثقات، حیدرآباد دکن، مؤسسة الکتب الثقافیة، الطبعة الاولی.

11. ابن‌حجر عسقلانی، 1404 ق، التهذیب التهذیب، دارالفکر، الطبعة الاولی.

12. 1415 ق، الاصابة فی تمییز الصحابة، بیروت، دارالکتب العلمیة.

13. بی‌تا، فتح الباری شرح الصحیح البخاری، بیروت، دارالمعرفة للطباعة و‌النشر.

14. ابن‌حزم اندلسی، بی‌تا، المحلی، تحقیق محمد شاکر، بیروت، دارالفکر.

15. ابن‌حنبل، عبدالله بن احمد، بی‌تا الف، مسند، بیروت، دار صاد.

16. بی‌تا ب، کتاب السنة، نسخه الکترونیکی، مکتبة مشکاة الاسلامیة.

17. ابن‌خزیمه، 1408 ق، کتاب التوحید و اثبات صفات الرب، بیروت، دارالجیل.

18. ابن‌سعد، محمد، بی‌تا، الطبقات الکبری، بیروت، دار صادر، بی‌جا.

19. ابن‌عبدالوهاب، محمد، بی‌تا، دعاوی المناوثین، تهیه و تنظیم عبداللطیف عبدالعزیز بن محمد بن علی، بی‌جا.

20. ابن‌عجیبه، احمد بن محمد، 1419 ق، البحر المدید فی تفسیر القرآن المجید، قاهره، ناشر دکتر حسن عباس زکی.

21. ابن‌عساکر، بی‌تا، تاریخ مدینه دمشق، تحقیق علی شیری، دارالفکر.

22. ابن‌قیم جوزی، محمد بن ابی‌بکر، 1410 ق، تفسیر القرآن الکریم، بیروت، دار مکتبة الهلال.

23. ابن‌کثیر، 1408 ق، البدایة و النهایة، تحقیق علی شیری، بیروت، داراحیاء التراث العربی.

24. 1412 ق، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دارالمعرفة.

25. ابن‌منظور، 1405 ق، لسان العرب، نشر أدب الحوزة، بی‌جا.

26. ابوریه، محمود، بی‌تا، اضواء علی السنة المحمدیة، دارالکتاب الاسلامی، بی‌جا.

27. احمد بن حنبل، بی‌تا، مسند احمد، بیروت، دارصادر.

28. اندلسی، ابوحیان محمد بن یوسف، 1420 ق، البحر المحیط فی التفسیر، بیروت، دارالفکر.

29. بحرانی، سید‌هاشم، 1411 ق، حلیة الابرار فی احوال محمد و آله الاطهار، تحقیق شیخ غلامرضا مولانا البحرانی، بی‌جا، مؤسسة المعارف الاسلامیة.

30. بخاری، محمد بن اسماعیل، 1401 ق، صحیح بخاری، بیروت، دارالفکر، چاپ افست از چاپخانه عامره در استانبول.

31. ثعالبی، عبدالرحمن، 1418 ق، جواهر الحسان فی تفسیر القرآن، بیروت، داراحیاء الثراث العربی.

32. جصاص، احمد بن علی، 1405ق، احکام القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی.

33. جوهری اسماعیل بن حماد، بی‌تا، الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیة، تحقیق احمد بن عبدالغفور عطار، بیروت، دارالعلم للملایین.

34. حاکم نیسابوری، محمد بن محمد، 1406 ق، المستدرک، تحقیق دکتر یوسف مرعشلی، بیروت، دارالمعرفة.

35. حوالی، سفر بن عبدالرحمن، بی‌تا، شرح العقیدة الطحاویة، نسخه الکترونیکی، مکتبة مشکاة الاسلامیة.

36. خطیب، عبدالکریم، بی‌تا، التفسیر القرآنی للقرآن، بی‌جا.

37. خمینی، سیدمصطفی، 1418 ق، تفسیر القرآن الکریم، قم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.

38. خویی، سید ابوالقاسم، 1395 ق، البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالزهراء.

39. ذهبی، شمس‌الدین، 1413 ق، سیر اعلام النبلاء، تحقیق شعیب ارنؤوط، حسین اسد، بیروت، مؤسسة الرساله.

40. بی‌تا، تذکرة الحفاظ، حجاز، کتابخانه حرم مکه.

41. راغب اصفهانی، ابی‌القاسم الحسن بن محمد، 1412ق، مفردات غریب القرآن، دمشق، بیروت، دار العلم الدار الشامیّه.

42. رضوی، سیدمرتضی، بی‌تا، آراء علماء السنة فی الوهابیة، بی‌جا.

43. زبیدی، محمدمرتضی، بی‌تا، تاج العروس من جواهر القاموس، بیروت، مکتبة الحیاة.

44. زحیلی، وهبة بن مصطفی، 1418 ق، التفسیر المنیر فی العقیدة والشریعة والمنهج، بیروت، دمشق، دارالفکر المعاصر.

45. زرکلی، خیرالدین، بی‌تا، الاعلام قاموس تراجم، بیروت، دارالعلم للملایین، الطبعة الخامسة.

46. سرکیس، یوسف الیان، 1410 ق، معجم المطبوعات العربیة والمعربة، قم، مکتبة آیت‌الله مرعشی نجفی.

47. سمرقندی، نصر بن محمد بن احمد، بی‌تا، بحرالعلوم، بی‌جا.

48. سیدقطب، ابراهیم، بی‌تا، فی ظلال القرآن، قاهره، دارالشرق.

49. سیوطی، جلال‌الدین، 1404 ق، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی.

50. شوکانی، محد بن علی، 1414 ق، فتح القدیر، بیروت، دار ابن‌کثیر، دارالکلم الطیب.

51. صدوق (ابن‌بابویه)، محمد بن علی، 1361، معانی الاخبار، قم، جامعه مدرسین.

52. 1398 ق، التوحید، قم، جامعه مدرسین.

53. 1403 ق، خصال، قم، جامعه مدرسین.

54. طبری، محمد بن جریر، 1415 ق، جامع البیان عن تأویل آی القرآن، ضبط، توثیق و تخریج: صدقی جمیل العطار، بیروت، دارالفکر.

55. بی‌تا، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق نخبة العلماء الاجلاء، بیروت، مؤسسة الاعلمی.

56. طریحی، فخرالدین، 1408 ق، مجمع البحرین، تحقیق سیداحمد حسینی، مکتب نشر الثقافة الاسلامیه.

57. عاملی، سیدجعفرمرتضی، 1415 ق، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، بیروت، دارالهادی، الطبعة الرابعة.

58. عبدالقادر رازی، محمد بن ابوبکر، 1415 ق، مختارالصحاح، تحقیق احمد شمس‌الدین، بیروت، دارالکتب العلمیة.

59. عبداللطیف، عبدالعزیز بن محمد بن علی، بی‌تا، دعاوی المناوئین لدعوة شیخ محمد بن عبدالوهاب.

60. عثیمین، محمد بن صالح، بی‌تا، القول المفید علی کتاب التوحید، نسخه الکترونیکی، مکتبة مشکاة الاسلامیه.

61. تفسیر القرآن (سوره بقره و جزء عم را تفسیر کرده است)، نسخه الکترونیکی، مکتبة مشکاة الاسلامیه.

62. عروسی حویزی، عبد علی بن جمعه، 1415 ق، تفسیر نور الثقلین، قم، اسماعیلیان.

63. عسکری، سیدمرتضی، 1371، نقش ائمه در احیای دین، ج 12، بی‌جا، مجمع علمی اسلامی.

64. عبدالسلام، عمر، 1416 ق، مخالفة الوهابیة للقرآن و السنة، بیروت، دارالهدایة.

65. غنیمان، عبدالله بن محمد، شرح کتاب التوحید (صحیح بخاری، ج 1)، نسخه الکترونیکی، مکتبة مشکاة الاسلامیه.

66. فخرالدین رازی، محمد بن عمر، 1420 ق، مفاتیح الغیب، بیروت، داراحیاء التراث العربی.

67. فقیهی، علی بن حسین بن احمد، التعلیقات البازیة علی کتاب التوحید، نسخه الکترونیکی، مکتبة مشکاة الاسلامیه.

68. قاسمی، محمد جمال‌الدین، 1418 ق، محاسن التأویل، بیروت، دارالکتب العلمیه.

69. قرشی، سیدعلی‌اکبر، 1371، قاموس القرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه.

70. قرطبی، محمد بن احمد، 1364 ش، الجامع لاحکام القرآن، تهران، ناصرخسرو.

71. کتاب مقدس.

72. کثیری، سیدمحمد، 1418 ق، السلفیة بین اهل السنة و الامامیة، بیروت، الغدیر.

73. کحاله، عمررضا، بی‌تا، معجم المؤلفین و تراجم مصنفی الکتب العربیة، بیروت، مکتبة المثنی.

74. کلینی، محمد بن یعقوب، 1365 ش، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه.

75. لهیمید، سلیمان بن محمد، بی‌تا، شرح کتاب التوحید محمد بن عبدالوهاب، عربستان سعودی، رفحاء.

76. مجلسی، محمدباقر، 1403 ق، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء.

77. معرفت، محمد‌هادی، 1379، تفسیر و مفسران، قم، مؤسسه فرهنگی التمهید.

78. معین، محمد، 1363، فرهنگ معین، تهران، چاپخانه سپهر.

79. مغنیه، محمدجواد، 1424 ق، تفسیر کاشف، تهران، دارالکتاب الاسلامی.

80. مفید، بی‌تا، النکت الاعتقادیة، بیروت، دارالمفید.

81. ملا حویش آل‌غازی، عبدالقادر، 1382 ق، بیان المعانی، دمشق، مطبعة الترقی.

82. میرزا خسروانی، علی‌رضا، 1390 ق، تفسیر خسروی، تهران، اسلامیه.

83. نجدی حنبلی، سلیمان بن عبدالوهاب، بی‌تا، فصل الخطاب من کتاب الله و حدیث الرسول و کلام العلماء فی مذهب ابن‌عبدالوهاب، تحقیق انجمن دانشمندان، نسخه الکترونیکی، مکتبة مشکاة الاسلامیه.

84. نحاس، ابوجعفر احمد بن محمد، 1421 ق، اعراب القرآن (نحاس)، بیروت، منشورات محمد علی بیضون، دارالکتب العلمیة.

85. نخجوانی، نعمت الله بن محمود، 1999 م، الفواتح الالهیة فی مفاتح الغیبیة، مصر، دارالرکابی للنشر.

86. نمیری، عمر بن شبه، بی‌تا، تاریخ المدینة المنورة، تحقیق فهیم محمد شلتوت، قم، دارالفکر.

87. نووی، 1407ق، صحیح مسلم به شرح النووی، بیروت، دارالکتاب العربی.

88. نیسابوری، مسلم بن حجاج، بی‌تا، صحیح مسلم، بیروت، دارالفکر.

89. نیشابوری، محمود بن ابوالحسن، 1415 ق، ایجاز البیان عن معانی القرآن، بیروت، دارالغرب الاسلامی.

90. نجدی حنبلی، سلیمان بن عبدالوهاب، بی‌تا، فصل الخطاب من کتاب الله وحدیث الرسول وکلام العلما فی مذهب ابن عبدالوهاب، تحقیق لجنة من العلما، بی‌جا.

منبع: فصلنامه اندیشه نوین

ثبت نظر: 0 نظر ثبت شده
(امتیاز کل 0 توسط 0 نفر)
تبلیغات 2 - نرخ تبلیغات در وبگاه مشاهده نرخ تبلیغات

👤 آنلاین: 0 نفر


📄 کل مطالب: 1166


💬 کل نظرات: 0


🕐 ساعت:


📅 امروز: شنبه 28 شهریور 1405


🌐 آی پی شما: 216.73.216.226


📈 بازدید یکسال: 13717