هیئت محبین المهدی (عج) منطقه چهارصددستگاه کرج

جبهه فرهنگی مردمی البرز

تشکل مردم نهاد جوانان کرانه نور هدایت

باشگاه فوتسال انصار ولایت البرز

تلویزیون اینترنتی هور
مسابقه ماهانه عصر انتظار
1 / 13
تصویر شماره ۱ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
2 / 13
تصویر شماره ۲ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
3 / 13
تصویر شماره ۳ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
4 / 13
تصویر شماره ۴ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
5 / 13
تصویر شماره ۵ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
6 / 13
تصویر شماره ۶ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
7 / 13
تصویر شماره ۷ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
8 / 13
تصویر شماره ۸ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
9 / 13
تصویر شماره ۹ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
10 / 13
تصویر شماره ۱۰ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
11 / 13
تصویر شماره ۱۱ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
12 / 13
تصویر شماره ۱۲ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
13 / 13
تصویر شماره ۱۳ - جبهه فرهنگی مردمی البرز

در حديثي از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه: پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند:

شعبان ،ماه من است . در اين ماه بر من ، بسيار صلوات بفرستيد   [زادالمعاد،صفحه49]

داستانك:

حجت الاسلام محقق (داماد آيت الله گلپايگاني) مي فرمود:

مرحوم آخوند ملاعلي همداني رحمت الله حكايت نموده اند : روزي پير مردي جهت حساب خمس و زكات ، پيش من آمد . متوجه شدم از آن پيرمرد بوي عطر عجيبي بر مشامم مي رسد كه تا به حال نظير آن را استشمام نكرده ام .

از او پرسيدم : اي پيرمرد ، از چه عطري استفاده مي كني ؟

گفت : حضرت آيت الله ، اين بوي خوش ، قصه اي دارد كه تاكنون آن را براي احدي نقل نكرده ام  اما چون شما آقاي ما هستي ، برايتان تعريف مي كنم . قصه اين است كه :

شبي در عالم خواب پيامبر خدا صلي الله عليه و اله وسلم را زيارت نمودم ، در حالي كه آن حضرت نشسته بودند و حدود ده يا بيست نفر اطراف ايشان حضور داشتند و من هم در آن مجلس بودم . حضرت فرمودند : كدام يك از شما بر من زياد صلوات مي فرستيد ؟ مي خواستم بگويم كه من زياد صلوات مي فرستم ، اما ساكت شدم .

بار دوم پرسيدند ، باز هم كسي پاسخ نگفت  براي بار سوم حضرت فرمودند : كدام يك از شما بر من زياد صلوات مي فرستد ؟ مي خواستم بگويم من ، كه با خود فكر كردم شايد ديگران بيشتر از من صلوات مي فرستند .

 پس آنگاه پيامبر اكرم صلي الله عليه و اله وسلم بلند شده و خطاب به من فرمودند : شما بر من زياد صلوات مي فرستي ، و لبان مرا بوسيد.   [كتاب صلوات صفحه 122]



تبلیغات - نرخ تبلیغات در وبگاه مشاهده نرخ تبلیغات

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَيْكَ الْمُشْتَكى وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَريباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِيانى فَاِنَّكُما كافِيانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرين.

هیئت محبین المهدی (عج) منطقه چهارصددستگاه کرج

پخش شب نامه علیه روحانی در مراسم امروز مرقد امام (ره)

در شب‌نامه «روحانی زیر ذره بین امام خمینی» به بررسی مواضع دولت یازدهم در منظومه فکری امام خمینی پرداخته و مسائلی مانند ممیزی کتاب، نماد شیر وخورشید، بهشت زورکی، انحلال مجمع عقلا و پایان جنگ را مورد بررسی قرار داده است.

به گزارش پارسينه در حاشیه مراسم بیست و پنجمین سالگرد امام خمینی در حرم مطهر شب‌نامه و بولتن‌هایی علیه دولت و حسن روحانی رئیس جمهوری توزیع شد.

این شب‌نامه‌ها و بولتن‌ها با عنوان«نگرانیم...،‌» «چه داده‌ایم؟ چه گرفته‌ایم؟» «روحانی زیر ذره‌بین امام خمینی» و «بی‌ادبانه‌های کدخدا» نام داشتند.

در شب‌نامه نگرانیم فهرستی از عملکرد عناصر فرهنگی دولت یازدهم همانند بازگشایی نشر چشمه، سخنان رئیس جمهور درباره هنر،‌سخنان حسن روحانی پیرامون آنتن ماهواره،‌تلاش دولت برای رفع فیلتر شبکه‌های اجتماعی، صحبت‌های وزیر ارشاد در باره تک‌خوانی زنان، صحبت‌های مشاور رئیس جمهور درباره نماد شیر و خورشید، چاپ کتاب‌های صادق هدایت و محمود دولت آبادی و همچنین برگزاری مراسم جشن زنانه در کاخ سعد آباد پرداخته است.

در شب‌نامه «روحانی زیر ذره بین امام خمینی» به بررسی مواضع دولت یازدهم در منظومه فکری امام خمینی پرداخته و مسائلی مانند ممیزی کتاب، نماد شیر وخورشید، بهشت زورکی، انحلال مجمع عقلا و پایان جنگ را مورد بررسی قرار داده است.

در شب‌نامه «چه داده ایم؟ چه گرفته ایم؟» نیز به نقد توافق ژنو پرداخته است.

و در شب نامه « بی ادبانه های کدخدا» به بررسی صحبت های مقامات ایالت متحده آمریکا علیه کشورمان پرداخته است.

گفتنی است در مراسم بزرگداشت بیست و پنجمین سالروز ارتحال حضرت امام خمینی(ره) شخصیت‌های کشوری و لشگری حضور یافتند که می‌توان به حجت الاسلام حسن روحانی، آیت‌الله صادق آملی لاریجانی،‌آیت الله مهدوی کنی، علی لاریجانی، آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی،‌حجت الاسلام و المسلمین ناطق نوری، آیت‌الله سید محمود هاشمی شاهرودی، سید حسن خمینی، سید علی خمینی، سید یاسر خمینی، آیت الله احمد جنتی،‌اسحاق جهانگیری، محمد نهاوندیان،‌ محمود احمدی‌نژاد،‌سردار محمدرضا نقدی،‌امیر عطاالله صالحی،‌ امیر احمدرضا پوردستان،‌ علی اکبر صالحی، عبدالله جاسبی،‌ ولی الله سیف، رضا فرجی دانا،‌حسین فریدون، امیر سیاری،‌ امیر اسماعیلی، علی جنتی،‌ سردار فضلی، مجید فضلی،‌سرداری علی حاجی زاده، غلامعلی حداد عادل، علی نیکزاد،‌ عباس جعفری دولت آبادی، سید محمد حسینی و مجتبی ثمره هاشمی اشاره کرد.

منبع: خبرگزاری ایلنا

 



تبلیغات - نرخ تبلیغات در وبگاه مشاهده نرخ تبلیغات

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَيْكَ الْمُشْتَكى وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَريباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِيانى فَاِنَّكُما كافِيانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرين.

بخش اول

چکیده

در زمان پیامبر اکرم (ص)  و حتی ابوبکر چیزی از اسرائیلیات در تفسیر، تاریخ و اصول اعتقادی مسلمانان مطرح نبود. از زمان خلیفه دوم کم‌کم افکار و اندیشه‌های بنی اسرائیلی در میان مسلمانان رسوخ کرد. احبار یهودی و راهبان مسیحی بعدها با حمایت جانی و مالی معاویه و خاندان بنی‌امیه، در ترویج اسرائیلیات نقش کلیدی داشتند.

اکنون فرقه وهابیت به‌عنوان یک جریان دینی در برداشت از آیات صفات از آن بهره‌برداری کرده، خود را بر صراط حق و مخالفین را در گمراهی می‌بینند. در نوشتار حاضر با سنجش و مقایسه اندیشه‌های اعتقادی تورات و اندیشه‌های اعتقادی وهابیت در باب توحید صفاتی به این نتیجه رسیدیم که اعتقادات توحید صفاتی وهابی‌ها نسخه جدیدی است، برگرفته شده از اعتقادات یهود.

واژگان کلیدی

اسرائیلیات، عرش، ید، کعب‌الاحبار، ابوهریره، صفات، نقد.

طرح مسئله

یکی از اصول بنیادین اسلام، اصل توحید است، که خود شامل توحید ذاتی، ربوبی، صفاتی و افعالی می‌شود. مسلمانان در توحید صفاتی با یکدیگر اختلاف‌نظر دارند. به گونه‌ای که بعضی با ارائه چهره انسانی از خداوند، برایش اعضا و جوارح قائل شده‌اند. با توجه به اینکه در زمان پیامبر اکرم(ص)  چنین اندیشه‌هایی در میان مسلمانان مطرح نبود، این پرسش مطرح می‌شود که از چه زمانی این اعتقادات و اندیشه‌ها در میان مسلمانان شکل گرفت؟ آیا ریشه‌های درون‌دینی دارد؟ یا عوامل برون‌دینی باعث به‌وجود آمدن چنین اعتقاداتی شده است؟ مقاله حاضر به تحقیق درباره این مسئله می‌پردازد.

واژه اسرائیلیات

اسرائیلیات جمع اسرائیلیه است و در اینکه ریشه آن عربی، یا از واژگان وارداتی زبان عربی است، اختلاف‌نظر است.؟ بعضی آن را واژه‌ای عبری دانسته‌اند که به‌معنای «پیروزی بر خدا» است. (معرفت، 1379: 2 / 70) این کلمه مرکب از دو جزء است؛ واژه «اسراء» به‌معنای پیروزی و چیره شدن؛ و واژه «ئیل» به‌معنای قدرت تام و تمام. (همان: 71) بنابراین، «اسرائیل» یعنی چیره شده و پیروز آمده بر قدرت کامل یعنی خداوند تعالی. (همان) بنابر عقیده یهودیان، پس از پیروزی حضرت یعقوب در پیکار با خداوند، به وی لقب «اسرائیل» داده شد. (همان)نظر دیگر این است که: «اسرائیل» از نظر لغوی به‌معنای بنده و برگزیده خدا، (قرشی، 1371: 1 / 81) و هم‌معنای عبدالله است. (مغنیه، 1424: 1 / 90) بعضی هم احتمال داده‌اند کلمه اسرائیل عبری نبوده بلکه عربی، و برگرفته از عبارت «سبحان الذی أسری بعبده» باشد. (خمینی، 1418: 5 / 523)

معنای اصطلاحی

اسرائیلیات دراصطلاح به روایت‌های برگرفته شده از یهود و نصاری گفته می‌شود که در میان امت‌های گذشته جاری بوده است؛ (ابن‌کثیر، 1412: 1 / 18؛ معین، 1363: 1 / 265) و به‌جهت غلبه جانب یهودی این روایات بر جانب نصرانی آنها، اسم اسرائیلیات بر آن نهاده‌اند. (همان) غالب این داستان‌ها خرافی و بی‌اساس‌اند. (معین، 1363: 1 / 265)

عوامل ترویج فرهنگ بنی اسرائیل

از عوامل ترویج فرهنگ بنی‌اسرائیل می‌توان به فعالیت گروهی از اهل کتاب و بعضی از مسلمانان در نقل روایات دروغ برگرفته از اسرائیلیات اشاره کرد.

الف) اهل کتاب

برخی از اهل کتاب ناچار اسلام آورده بودند و گوشت و پوست آنها آغشته به اعتقادات یهودی و مسیحی بود و اطلاعات زیادی از تورات و انجیل موجود داشتند؛ ازاین‌رو، مسلمانان به‌دیده دانشمند و افراد با اطلاع به آنها نگاه می‌کردند و آنان نیز، در محافل و جمع مسلمانان از اسرائیلیات روایت می‌کردند. از مشهورترین آنها می‌توان افراد ذیل را نام برد:

1. کعب‌الاحبار

اَحبار جمع «حَبر یا حِبر» به‌معنای دانشمند است. کعب‌الاحبار یعنی کعب دانشمندان (نووی، 1407: 3 / 206) بعضی وجه تسمیه‌اش را در اختیار داشتن کتاب‌های احبار (دانشمندان یهود) دانسته‌اند. (همان) در اینکه کعب چه زمانی مسلمان شد، اختلاف‌نظر است. صحیح‌ترین قول آن است که او در زمان عمر اسلام آورد (ابن‌حجر، بی‌تا: 13 / 282؛ ابوریه، بی‌تا: 147) و در سال 32 هجری، در دوران خلافت عثمان، در حِمص وفات یافت. (نووی، 1407: 3 / 206) او با صحابه پیامبر(ص)  می‌نشست و از کتاب‌های اسرائیلیات برایشان روایت نقل می‌کرد. (ذهبی، 1413: 3 / 489) ابوهریره می‌گفت: «کانَ اَهلُ الکتاب یقرؤُونَ التوراة بالعبرانیة و یفسِّرونَهُ بالعربیةِ». (ابن‌حجر، بی‌تا: 13 / 282)

گروهی از سیره‌نویسان نوشته‌اند که علی(ع)  درباره کعب‌الاحبار می‌گفت: او از دروغگویان است. (بحرانی، 1411: 1 / 25) همچنین از زراره روایت شده که گفت: شخصی به‌نام عاصم‌ بن ‌عمر نزد امام باقر(ع)  آمد و گفت: کعب‌الاحبار می‌گوید: «هر بامداد کعبه مقابل بیت‌المقدس سجده می‌کند» امام باقر(ع)  فرمود: نظر تو درباره سخن کعب چیست؟ او گفت: کعب راست گفته است. امام باقر(ع)  فرمود: تو و کعب، هردو دروغ می‌گویید. (کلینی، 1365: 4 / 240) کعب‌الاحبار و امثال او از کسانی‌اند که حکایات و سخنانی را میان مسلمانان وارد کرده و آنها را فریب می‌دادند. (ابن‌حزم اندلسی، بی‌تا: 4 / 240)

2. تمیم داری

تمیم ‌بن ‌اوس داری از مسیحیان یمن بود. (ابوریه، بی‌تا: 181) در سال نهم هجری پس از جنگ تبوک با گروهی نزد پیامبر(ص)  آمد و مسلمان شد. (همان: 182) او در مدینه زندگی می‌کرد و پس از قتل عثمان به شام رفت. (همان) در دوران خلافت علی(ع)  در سال چهلم هجری وفات کرد. (همان)، از کسانی بود که به‌جای پیامبر(ص)  پیش‌نماز می‌ایستاد. (ابن‌عساکر، بی‌تا: 22 / 219) وی اولین کسی بود که داستان‌سرایی را آغاز کرد؛ از عمر اجازه گرفت تا برای مردم داستان بگوید؛ عمر به او اجاز داد تا ایستاده داستان بگوید. (ذهبی، 1413: 2 / 448) او در زمان عمر پیش از خطبه‌های نماز جمعه سخنرانی می‌کرد. (نمیری، بی‌تا: 1 / 11) در زمان عثمان جلسات سخنرانی تمیم در هر جمعه به سه جلسه افزایش یافت. (همان: 12)

3. وهب بن منبه

نژادش از فارس است که کسرا آنها را به یمن فرستاد. (زرکلی، بی‌تا: 8 / 125) آگاه به اساطیر گذشتگان، به‌ویژه اسرائیلیات بود. (همان) عمر بن ‌عبدالعزیز قضاوت شهر یمن را به او سپرد. (همان) وهب می‌گفت: 92 کتاب آسمانی را گوش داده‌ام، هفتاد و دوتای آنها را در کنیسه‌ها و بیست تا را از طریق مردم. (همان: 126) وی می‌گوید: در تمام آن کتاب‌ها دیدم که اگر کسی خواست و اراده‌ای را به خود نسبت دهد، کفر ورزیده است. (همان)

پدرانش بر دین مردم فارس (مجوس یا زرتشت) بودند. (همان) آنان با سکونت در میان مردم یمن ضمن فراگیری دین مسیح، با آداب و رسوم یهودی نیز، خو گرفتند. (ابوریه، بی‌تا: 150) وهب، زبان یونانی می‌دانست و از علم و دانش اهل کتاب اطلاعات زیادی داشت. (همان) او از مشهورترین مدرسان مدرسه‌ای بود که کیسان ‌بن ‌طاووس در یمن بنیان‌گذاری کرده بود. (ثعالبی، 1418: 1 / 80) وهب در محرم سال 113 یا 114 هجری قمری در هشتادسالگی وفات یافت. (ابن‌حبان، 1393: 5 / 487)

بعضی هم سال وفات او را سال 110 هجری درج کرده‌اند. (همان) وی می‌گفت: سی کتاب آسمانی را که برای سی پیامبر نازل شده بود مطالعه کردم. (ذهبی، 1413: 4 / 545) از کتاب‌هایی که به او نسبت داده شده: ذکر الملوک المتوجّه من حمیر و اخبارهم و قصصهم و قبورهم و اشعارهم، قصص الانبیاء، قصص الاخیار، کتاب القدر و کتاب الاسرائیلیات است. (کحالة، بی‌تا: 13 / 174) وهب‌ بن ‌منبه مدعی بود تورات و انجیل تحریف نشده و تغییری در آن صورت نگرفته است و به همان صورتی که نازل شده باقی است. تغییر و تحریف در کتاب‌هایی رخ داد که توسط احبار و راهبان نوشته شده است. و کتاب‌های نازل‌شده الهی مصون از تحویل و تحریف‌اند. (ابن‌کثیر، 1412: 1 / 384)

ب) مسلمانان

اگرچه در میان مسلمانان این حدیث پیامبر(ص)  شایع بود: «لا تصدّقوا اهل الکتاب و لا تکذّبوا هم ...» اما مسلمانان در نقل کلام آنها خودداری نمی‌کردند. (همان: 1 / 19) و حتی بعضی از صحابه به وهب‌ بن ‌منبه، کعب‌الاحبار و عبدالله ‌بن ‌سلام پیوستند. (ابوریه، بی‌تا: 146 و 147)

1. ابوهریره

ابوهریره از صحابه پیامبر(ص)  است. کنیه‌اش «ابوهریره»، و در نام وی اختلاف‌نظر است. تا جایی که سی اسم برای او نقل کرده‌اند. (عسکری، 1371: 12) پس از فتح «خیبر» به مدینه آمد و تا وفات پیامبر(ص) ، سه سال صحبت آن حضرت را درک نموده است. (همان) کعب‌الاحبار در وصف ابوهریره می‌گوید: «ما رأیتُ احداً لم یقرأ التوراة اَعلمَ بما فیها مِن ابی‌هریره» (ذهبی، بی‌تا: 1 / 35) ندیدم کسی را که تورات نخوانده باشد، و آگاه‌تر از ابوهریره به محتوای آن باشد. وی می‌گفت: احادیثی از پیامبر(ص)  روایت می‌کنم که اگر در زمان عمر می‌گفتم، سرم را می‌شکاند. (همان) ابوهریره می‌گفت: اگر تمام روایاتی را که در کیسه دارم برای شما نقل می‌کردم با پشگل مرا می‌زدید. (همان: 615) وی در 78 سالگی و به سال 59 هجری وفات کرد. (همان: 626)

نقدِ ابوهریره

امام علی(ع)  می‌فرمود: «آگاه باشید که دروغگوترین انسان زنده نسبت به رسول خدا است» (ابن ابی‌الحدید، بی‌تا: 1 / 68) عایشه به احادیثی که ابوهریره از پیامبر(ص)  روایت می‌کرد، اشکال می‌گرفت. (ذهبی، 1413: 2 / 604) ابوهریره این‌گونه توجیه می‌کرد که زن بودن و سرمه کشیدن و آراستن برای پیامبر(ص)  تو را به خود مشغول می‌کرد؛ درحالی‌که چیزی نبود که من را از پیامبر(ص)  باز دارد! (همان: 604) شخصی به عایشه گفت: ابوهریره از قول پیامبر(ص)  روایت می‌کند که «بد فالی در سه چیز است: زن، خانه و اسب» عایشه از این روایت بسیار خشمگین شد.

و گفت: اهل جاهلیت چنین می‌گفتند. (ابن‌حنبل، بی‌تا الف: 6 / 150،240 و 246) عمر بن ‌خطاب، ابوهریره را تازیانه می‌زد و به وی می‌گفت: «بسیار روایت نقل می‌کنی و سزاوار آن هستی که یکی از دروغگویان بر پیامبر(ص)  باشی». (ابن ابی‌الحدید، بی‌تا: 4 / 67 و 68) سفیان ثوری از ابراهیم تیمی نقل کرده است که گفت: از ابوهریره حدیث قبول نکنید مگر احادیثی که درباره بهشت یا جهنم گفته باشد. (همان: 68)

از ابوحنیفه درباره خبری که از رسول خدا می‌رسد و با قیاس تعارض دارد پرسش شد. وی گفت: اگر راویان ثقه، آن خبر را نقل کرده باشند، به آن عمل می‌کنیم و رأی را کنار می‌نهیم. (همان: 68) از او پرسیدند، درباره روایات ابوبکر و عمر چه می‌گویی؟ گفت: روایات آن دو، تو را کفایت می‌کند. (همان) از روایات علی و عثمان پرسش شد، گفت: روایات آنها هم چنین است. سپس درباره روایات صحابه، گفت: چون عادل بودند روایات همه آنها به جز ابوهریره و انس‌ بن ‌مالک درست است. (همان) دیگر ایرادهایی که بر وی وارد کرده‌اند عبارت‌اند از:

یک. حدیث «وعاءین»؛ بخاری از ابوهریره روایت کرده است که گفت: از پیامبر(ص)  دو ظرف حدیث حفظ کردم که یکی را در میان مردم پخش می‌کنم؛ اما درصورت پخش ظرف دوم، این گلو بریده می‌شود. (بخاری، بی‌تا: 1 / 38) چگونه ممکن است پیامبر(ص)  احادیثی را از همه صحابه کتمان کرده باشد، و فقط به ابوهریره آن‌هم کسی که بعد از سال نهم هجری مسلمان شده گفته باشد!؟

دو. ابوهریره تدلیس می‌کرد (روایاتی را که از صحابه شنیده بود، به پیامبر(ص)  نسبت می‌داد) مثلاً روایت: «مَن أدرک الصبحَ و هُوَ جُنُبٌ فَلا یصُمُّ» را از قول پیامبر روایت می‌کرد، و براساس آن فتوا می‌داد. (ابن‌حجر، 1415: 1 / 65 و 66) وقتی عایشه بر او اشکال گرفت که خود پیامبر(ص)  چنین رفتار نمی‌کرد بلکه روزه را ادامه می‌داد؛ ابوهریره گفت: من از فضل ‌بن ‌عباس و اسامة بن‌ زید شنیده‌ام. (همان)

سه. تهمت به مقام نبوت: ابوهریره می‌گوید: نماز برپا شد و صفوف آراسته گردید. رسول خدا در جایگاه نماز ایستاد؛ بعد یادش آمد که جنب است! به ما گفت: منتظر بمانید؛ سپس، غسل کرده، بازگشت. (بخاری، بی‌تا: 1 / 72 و 157) چگونه عقل قبول کند که پیامبر(ص)  نسبت‌به تطهیر خود غفلت داشته و در جایگاه نماز حاضر شده و بعد یادش آمده باشد که جنب است!؟

2. عبدالله بن عمروعاص

از صحابه پیامبر(ص)  است. کنیه‌اش ابا محمد و به روایتی، عبدالرحمن بود. (ابن‌اثیر، 1364: 3 / 233) قبل از اسلام اسمش «العاص» بود که و بعد از مسلمان شدن، پیامبر(ص)  نام عبدالله بر او نهاد. (ذهبی، 1413: 3 / 79) وی زبان سُریانی را که زبان اصلی تورات است آموخته بود. (عسکری، 1371: 12 / 30، زرکلی، بی‌تا: 4 / 111) معاویه مدت کوتاهی ولایت کوفه را به او سپرد. (زرکلی، بی‌تا: 4 / 111)

او در جنگ یرموک دو خورجین، پر از کتاب‌های اهل کتاب به‌دست آورد. (ابن‌کثیر، 1408: 1 / 25) عبدالله ‌بن ‌عمرو کتاب‌های یهود و نصاری را همواره مطالعه می‌کرد و توجه خاصی به آنها داشت. (ذهبی، 1413: 3 / 81) مجاهد می‌گوید: نزد عبدالله‌ بن ‌عمروعاص صحیفه‌ای دیدم. پرسیدم این چیست؟ گفت: این صحیفه صادقه نام دارد. هرچه از پیامبر(ص)  شنیدم در آن نوشتم؛ درحالی‌که بین من و او هیچ‌کس دیگری نبود. (ابن‌سعد، بی‌تا: 2 / 373) وی از قول پیامبر(ص)  روایت کرده است که فرمود: «بلغُوا عنّی و لَو آیةً و حدّثُوا عن بنی‌اسرائیل و لا حرجَ». (ابن‌کثیر، 1408: 2 / 157)

بنیان گذاران فرقه وهابیت

1. احمدبن حلیم بن عبدالسلام بن خضر ابن‌تیمیه

وی در حرّان متولد شد و در کودکی به‌سبب ظلم قوم تاتار همراه با پدر و خانواده‌اش از حرّان به دمشق مهاجرت کرد. (سرکیس، 1410: 1 / 55) ابن‌قیم جوزی از شاگردان ابن‌تیمیه و از کسانی بود که با وی به زندان رفت. (کثیری، 1418: 302) هنگامی‌که ابن‌تیمیه مرد، ابن‌قیم تنقیح، تبویب و شرح و توضیح آثار به‌جای‌مانده از او را برعهده گرفت. (همان) دانشمندان روزگار ابن‌تیمیه، با مشاهده انکار ضروریات دین، از او بیزاری جسته، به گمراهی وی حکم دادند و توبه را بر او واجب دانستند. (خویی، 1395: 470) در مصر، قاهره، اسکندریه و دوبار هم در دمشق به زندان رفت و همان‌جا در بیستم ذیقعده 728 هجری وفات کرد. (کحاله، بی‌تا: 1 / 261)

2. محمد بن عبدالوهاب

عقاید و آرای ابن‌تیمیه، قرن‌ها به بوته فراموشی سپرده شده بود تا اینکه در قرن دوازدهم هجری، محمد بن ‌عبدالوهاب نجدی (1206 ـ 1115 ق) ظهور کرد و به ترویج عقاید او پرداخت. وی بیش‌از هر چیزی بر همان آرایی که ابن‌تیمیه ابداع کرده بود، پای فشرد. و آنها را جزء عقاید و اصول مسلم مسلمانان مطرح کرد. اولین کسی که علیه محمد بن ‌عبدالوهاب دست به نگارش زد، برادرش شیخ سلیمان بن عبدالوهاب بود که کتاب‌های: الصواعق الالهیة فی الرّد علی الوهابیة و فصل الخطاب فی الردّ علی محمد بن عبدالوهاب را نوشت. (رضوی، بی‌تا: 120)

سپس نقدهایی از ناحیه علمای مصر، هند، سوریه و عراق علیه او نوشته شد. (همان) کتاب فصل الخطاب وی، تأثیر چشمگیری در شناسایی مردم نسبت‌به اعتقادات و شریعت وهابیت داشت و مورد پذیرش قرار گرفت. (همان) سلیمان به‌لحاظ دانش، صداقت و مقبولیتی که در میان مردم داشت، گواه صادقی علیه برادرش بود. (نجدی حنبلی، بی‌تا: 120) استادش شیخ محمد بن ‌سلیمان کردی او را چنین نصیحت می‌کرد:

من تو را سفارش به خدای تعالی می‌کنم که زبانت را از بدگویی مسلمانان بازداری. تو توجیهی نداری که به عامه مسلمانان نسبت کفر می‌دهی، درحالی‌که تو خود را از مسلمانان جدا کشیده و مسیری غیر از مسیر آنان در پیش گرفته‌ای. (عبدالسلام: 1416: 76)

منابع و مآخذ

1. قرآن کریم.

2. ابن‌ابی‌الحدید، بی‌تا، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بی‌جا، داراحیاء الکتب العربیة.

3. ابن‌اثیر، 1364، النهایة فی غریب الحدیث، تحقیق احمد الزاوی ـ محمود محمد الطناحی، قم، مؤسسه اسماعیلیان.

4.  بی‌تا، اسدالغابة، تهران، اسماعیلیان.

5. ابن‌تیمیه، بی‌تا الف، العقیدة الحمویة الکبری، نسخه الکترونیکی، مکتبة مشکاة الاسلامیة.

6.  بی‌تا ب، رسالة العرشیة، نسخه الکترونیکی، مکتبة مشکاة الاسلامیة.

7. بی‌تا ج، رسالة الاکلیل، نسخه الکترونیکی، مکتبة مشکاة الاسلامیة.

8. بی‌تا د، شرح حدیث نزول، نسخه الکترونیکی، مکتبة مشکاة الاسلامیة.

9. بی‌تا ح، مجموع الفتاوی، نسخه الکترونیکی، مکتبة مشکاة الاسلامیة.

10. ابن‌حبان، محمد بن حبان بن احمد ابن‌حاتم، 1393 ق، کتاب الثقات، حیدرآباد دکن، مؤسسة الکتب الثقافیة، الطبعة الاولی.

11. ابن‌حجر عسقلانی، 1404 ق، التهذیب التهذیب، دارالفکر، الطبعة الاولی.

12. 1415 ق، الاصابة فی تمییز الصحابة، بیروت، دارالکتب العلمیة.

13. بی‌تا، فتح الباری شرح الصحیح البخاری، بیروت، دارالمعرفة للطباعة و‌النشر.

14. ابن‌حزم اندلسی، بی‌تا، المحلی، تحقیق محمد شاکر، بیروت، دارالفکر.

15. ابن‌حنبل، عبدالله بن احمد، بی‌تا الف، مسند، بیروت، دار صاد.

16. بی‌تا ب، کتاب السنة، نسخه الکترونیکی، مکتبة مشکاة الاسلامیة.

17. ابن‌خزیمه، 1408 ق، کتاب التوحید و اثبات صفات الرب، بیروت، دارالجیل.

18. ابن‌سعد، محمد، بی‌تا، الطبقات الکبری، بیروت، دار صادر، بی‌جا.

19. ابن‌عبدالوهاب، محمد، بی‌تا، دعاوی المناوثین، تهیه و تنظیم عبداللطیف عبدالعزیز بن محمد بن علی، بی‌جا.

20. ابن‌عجیبه، احمد بن محمد، 1419 ق، البحر المدید فی تفسیر القرآن المجید، قاهره، ناشر دکتر حسن عباس زکی.

21. ابن‌عساکر، بی‌تا، تاریخ مدینه دمشق، تحقیق علی شیری، دارالفکر.

22. ابن‌قیم جوزی، محمد بن ابی‌بکر، 1410 ق، تفسیر القرآن الکریم، بیروت، دار مکتبة الهلال.

23. ابن‌کثیر، 1408 ق، البدایة و النهایة، تحقیق علی شیری، بیروت، داراحیاء التراث العربی.

24. 1412 ق، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دارالمعرفة.

25. ابن‌منظور، 1405 ق، لسان العرب، نشر أدب الحوزة، بی‌جا.

26. ابوریه، محمود، بی‌تا، اضواء علی السنة المحمدیة، دارالکتاب الاسلامی، بی‌جا.

27. احمد بن حنبل، بی‌تا، مسند احمد، بیروت، دارصادر.

28. اندلسی، ابوحیان محمد بن یوسف، 1420 ق، البحر المحیط فی التفسیر، بیروت، دارالفکر.

29. بحرانی، سید‌هاشم، 1411 ق، حلیة الابرار فی احوال محمد و آله الاطهار، تحقیق شیخ غلامرضا مولانا البحرانی، بی‌جا، مؤسسة المعارف الاسلامیة.

30. بخاری، محمد بن اسماعیل، 1401 ق، صحیح بخاری، بیروت، دارالفکر، چاپ افست از چاپخانه عامره در استانبول.

31. ثعالبی، عبدالرحمن، 1418 ق، جواهر الحسان فی تفسیر القرآن، بیروت، داراحیاء الثراث العربی.

32. جصاص، احمد بن علی، 1405ق، احکام القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی.

33. جوهری اسماعیل بن حماد، بی‌تا، الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیة، تحقیق احمد بن عبدالغفور عطار، بیروت، دارالعلم للملایین.

34. حاکم نیسابوری، محمد بن محمد، 1406 ق، المستدرک، تحقیق دکتر یوسف مرعشلی، بیروت، دارالمعرفة.

35. حوالی، سفر بن عبدالرحمن، بی‌تا، شرح العقیدة الطحاویة، نسخه الکترونیکی، مکتبة مشکاة الاسلامیة.

36. خطیب، عبدالکریم، بی‌تا، التفسیر القرآنی للقرآن، بی‌جا.

37. خمینی، سیدمصطفی، 1418 ق، تفسیر القرآن الکریم، قم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.

38. خویی، سید ابوالقاسم، 1395 ق، البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالزهراء.

39. ذهبی، شمس‌الدین، 1413 ق، سیر اعلام النبلاء، تحقیق شعیب ارنؤوط، حسین اسد، بیروت، مؤسسة الرساله.

40. بی‌تا، تذکرة الحفاظ، حجاز، کتابخانه حرم مکه.

41. راغب اصفهانی، ابی‌القاسم الحسن بن محمد، 1412ق، مفردات غریب القرآن، دمشق، بیروت، دار العلم الدار الشامیّه.

42. رضوی، سیدمرتضی، بی‌تا، آراء علماء السنة فی الوهابیة، بی‌جا.

43. زبیدی، محمدمرتضی، بی‌تا، تاج العروس من جواهر القاموس، بیروت، مکتبة الحیاة.

44. زحیلی، وهبة بن مصطفی، 1418 ق، التفسیر المنیر فی العقیدة والشریعة والمنهج، بیروت، دمشق، دارالفکر المعاصر.

45. زرکلی، خیرالدین، بی‌تا، الاعلام قاموس تراجم، بیروت، دارالعلم للملایین، الطبعة الخامسة.

46. سرکیس، یوسف الیان، 1410 ق، معجم المطبوعات العربیة والمعربة، قم، مکتبة آیت‌الله مرعشی نجفی.

47. سمرقندی، نصر بن محمد بن احمد، بی‌تا، بحرالعلوم، بی‌جا.

48. سیدقطب، ابراهیم، بی‌تا، فی ظلال القرآن، قاهره، دارالشرق.

49. سیوطی، جلال‌الدین، 1404 ق، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی.

50. شوکانی، محد بن علی، 1414 ق، فتح القدیر، بیروت، دار ابن‌کثیر، دارالکلم الطیب.

51. صدوق (ابن‌بابویه)، محمد بن علی، 1361، معانی الاخبار، قم، جامعه مدرسین.

52. 1398 ق، التوحید، قم، جامعه مدرسین.

53. 1403 ق، خصال، قم، جامعه مدرسین.

54. طبری، محمد بن جریر، 1415 ق، جامع البیان عن تأویل آی القرآن، ضبط، توثیق و تخریج: صدقی جمیل العطار، بیروت، دارالفکر.

55. بی‌تا، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق نخبة العلماء الاجلاء، بیروت، مؤسسة الاعلمی.

56. طریحی، فخرالدین، 1408 ق، مجمع البحرین، تحقیق سیداحمد حسینی، مکتب نشر الثقافة الاسلامیه.

57. عاملی، سیدجعفرمرتضی، 1415 ق، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، بیروت، دارالهادی، الطبعة الرابعة.

58. عبدالقادر رازی، محمد بن ابوبکر، 1415 ق، مختارالصحاح، تحقیق احمد شمس‌الدین، بیروت، دارالکتب العلمیة.

59. عبداللطیف، عبدالعزیز بن محمد بن علی، بی‌تا، دعاوی المناوئین لدعوة شیخ محمد بن عبدالوهاب.

60. عثیمین، محمد بن صالح، بی‌تا، القول المفید علی کتاب التوحید، نسخه الکترونیکی، مکتبة مشکاة الاسلامیه.

61. تفسیر القرآن (سوره بقره و جزء عم را تفسیر کرده است)، نسخه الکترونیکی، مکتبة مشکاة الاسلامیه.

62. عروسی حویزی، عبد علی بن جمعه، 1415 ق، تفسیر نور الثقلین، قم، اسماعیلیان.

63. عسکری، سیدمرتضی، 1371، نقش ائمه در احیای دین، ج 12، بی‌جا، مجمع علمی اسلامی.

64. عبدالسلام، عمر، 1416 ق، مخالفة الوهابیة للقرآن و السنة، بیروت، دارالهدایة.

65. غنیمان، عبدالله بن محمد، شرح کتاب التوحید (صحیح بخاری، ج 1)، نسخه الکترونیکی، مکتبة مشکاة الاسلامیه.

66. فخرالدین رازی، محمد بن عمر، 1420 ق، مفاتیح الغیب، بیروت، داراحیاء التراث العربی.

67. فقیهی، علی بن حسین بن احمد، التعلیقات البازیة علی کتاب التوحید، نسخه الکترونیکی، مکتبة مشکاة الاسلامیه.

68. قاسمی، محمد جمال‌الدین، 1418 ق، محاسن التأویل، بیروت، دارالکتب العلمیه.

69. قرشی، سیدعلی‌اکبر، 1371، قاموس القرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه.

70. قرطبی، محمد بن احمد، 1364 ش، الجامع لاحکام القرآن، تهران، ناصرخسرو.

71. کتاب مقدس.

72. کثیری، سیدمحمد، 1418 ق، السلفیة بین اهل السنة و الامامیة، بیروت، الغدیر.

73. کحاله، عمررضا، بی‌تا، معجم المؤلفین و تراجم مصنفی الکتب العربیة، بیروت، مکتبة المثنی.

74. کلینی، محمد بن یعقوب، 1365 ش، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه.

75. لهیمید، سلیمان بن محمد، بی‌تا، شرح کتاب التوحید محمد بن عبدالوهاب، عربستان سعودی، رفحاء.

76. مجلسی، محمدباقر، 1403 ق، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء.

77. معرفت، محمد‌هادی، 1379، تفسیر و مفسران، قم، مؤسسه فرهنگی التمهید.

78. معین، محمد، 1363، فرهنگ معین، تهران، چاپخانه سپهر.

79. مغنیه، محمدجواد، 1424 ق، تفسیر کاشف، تهران، دارالکتاب الاسلامی.

80. مفید، بی‌تا، النکت الاعتقادیة، بیروت، دارالمفید.

81. ملا حویش آل‌غازی، عبدالقادر، 1382 ق، بیان المعانی، دمشق، مطبعة الترقی.

82. میرزا خسروانی، علی‌رضا، 1390 ق، تفسیر خسروی، تهران، اسلامیه.

83. نجدی حنبلی، سلیمان بن عبدالوهاب، بی‌تا، فصل الخطاب من کتاب الله و حدیث الرسول و کلام العلماء فی مذهب ابن‌عبدالوهاب، تحقیق انجمن دانشمندان، نسخه الکترونیکی، مکتبة مشکاة الاسلامیه.

84. نحاس، ابوجعفر احمد بن محمد، 1421 ق، اعراب القرآن (نحاس)، بیروت، منشورات محمد علی بیضون، دارالکتب العلمیة.

85. نخجوانی، نعمت الله بن محمود، 1999 م، الفواتح الالهیة فی مفاتح الغیبیة، مصر، دارالرکابی للنشر.

86. نمیری، عمر بن شبه، بی‌تا، تاریخ المدینة المنورة، تحقیق فهیم محمد شلتوت، قم، دارالفکر.

87. نووی، 1407ق، صحیح مسلم به شرح النووی، بیروت، دارالکتاب العربی.

88. نیسابوری، مسلم بن حجاج، بی‌تا، صحیح مسلم، بیروت، دارالفکر.

89. نیشابوری، محمود بن ابوالحسن، 1415 ق، ایجاز البیان عن معانی القرآن، بیروت، دارالغرب الاسلامی.

90. نجدی حنبلی، سلیمان بن عبدالوهاب، بی‌تا، فصل الخطاب من کتاب الله وحدیث الرسول وکلام العلما فی مذهب ابن عبدالوهاب، تحقیق لجنة من العلما، بی‌جا.

منبع: فصلنامه اندیشه نوین



تبلیغات - نرخ تبلیغات در وبگاه مشاهده نرخ تبلیغات

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَيْكَ الْمُشْتَكى وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَريباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِيانى فَاِنَّكُما كافِيانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرين.

 منظور از عروة‌الوثقی در آیة الکرسی

باتوجه به اینکه ریشه اصلی تفکر مهدویت در قرآن در بیش از یکصد آیه بیان شده است، لزوم توجه به آیات مهدوی بیش از پیش احساس می شود، درحالی که در تفسیر این آیات، روایات فراوانی بر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه اطهار(علیهم السلام) نقل شده است که بنابر آنها، حکومت امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در آخرالزمان همان حکومت مستضعفان و صالحانی است که در قرآن به آن بشارت داده شده است. یکی از آیاتی که این موضوع در آن به کار رفته شده و کمتر به آن دقت شده است آیت الکرسی می باشد در این مجال بر آنیم که در مورد این آیه و محوریت این موضوع مطالبی را بیان کنیم.

آیة الكرسی «ایه 255 سوره بقره است»، علامه طباطبایی در جلد دوم تفسیر المیزان درباره ایة الكرسی می‌فرماید:ایة الكرسی،از صدر اسلام مشهور بوده، در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و حتی از زبان آن جناب به این نام بیان می‌شد، همچنان كه این نامگذاری در روایات وارده از آن جناب و از اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و از صحابه به چشم می‌خورد و این احترام،بدون جهت نبوده، بلكه بخاطر معارف دقیق و لطیفی است كه در این ایه آمده و آن عبارت است از: توحید خالصی كه جمله «اللّه لا اله الا هو…» بر آن دلالت دارد و همچنین «قیمومیت مطلقه‌ای» كه در آن آمده و … (ترجمه تفسیرالمیزان،ج1،ص 513..)

آیه‌‌الکرسی در واقع مجموعه‌ای از توحید و سپاس جمال و جلال خداست که اساس دین را تشکیل می‌دهد چون تمام مراحل دین با دلیل عقل قابل اثبات است و نیازی به اجبار و اکراه نیست که در این آیه می‌فرماید در قبول دین اجباری نیست زیرا راه درست از بیراهه آشکار شده است البته برخی معتقدند این اجبار و اکراه در دین نیست مربوط به امور تکوینی است نه تشریعی یعنی خدا انسان را تکوینا مختار خلق کرده است اما در حوزه تشریع انسان موظف است به دین حق ایمان آورده و از آن تبعیت کند.

این آیه مصادیق مختلفی می‌تواند داشته باشد، همان‌طور که همه آیات قرآن که در آن مصادیقی ذکر شده این‌ آیه نیز این‌گونه است یعنی قابل انطباق بر مصادیق مختلفی می‌باشد، بزرگ‌ترین مصداق آیه که در روایات به آن اشاره شده اهل بیت پیامبر می‌باشد، مثلا پیامبر در حدیثی به امام علی(علیه السلام) فرمودند تو عروه‌الوثقی هستی. همچنین در حدیثی از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است که ایشان فرمودند عروه‌الوثقی یعنی ولایت امام علی(علیه السلام) و ائمه بعد از او.

در عصر فعلی ما این نور وجود امام عصر(علیه السلام) است، به واسطه این نور مۆمنان هدایت می‌شوند و هر امری خلاف این نور ظلمت است. انسان مۆمن را از طریق هدایت به آتش جهنم خواهد کشانید، آنان که ولایت امام را پذیرفتند کارهایشان رنگ خدایی پیدا می‌کند، برای خود رهبری الهی برمی‌گزینند، همچنین راه‌شان روشن است، آینده‌شان معلوم و به کارهایشان دلگرم هستند چون از نور ایمان برخوردارند
از آن طرف طاغوت در روایات ما به کسانی که حق آل‌ پیامبر را غصب کردند، اطلاق شده است، کسانی که با آنها دشمنی کرده و مردم را از طریق هدایت اهل بیت(علیهم السلام) به ضلالت و گمراهی کشاندند. باید توجه داشت که حقیقت اهل بیت(علیهم السلام) یکی از آنها یک نور واحدند و هرچه در امور امامی گفته شده در مورد امام بعد نیز گفته خواهد شد، بنابراین در عصر ما امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مصداق کامل عروه ‌الوثقی می‌باشد که انسان‌ها از طریق او به خدا می‌رسند.

نکته‌ای که باید به آن اشاره کرد این است که اگر به امام ریسمان الهی گفته شده بود به این جهت است که یک طرف امام به دست خداست و یک طرف نیز همان وجود بشری امام است که ما در محضر او هستیم اما امام به مثابه ریسمانی محکم است که بین ما و خدا قرار گرفته است و به مۆمنان امر شده است که با تا تمسک و توسل به این ریسمان از آن حرکت کرده و به آن طرفی که به محضر خداست، برسند؛ همان‌طور که قرآن نیز این‌گونه است.

در اینجا سۆالی مطرح است که هدایت باید به وسیله نور باشد، قرآن فرمود خدا به واسطه نورش هر کس را بخواهد هدایت می‌کند، پس چگونه هدایت از طریق امام انجام می‌شود. در جواب باید بگوییم که این نور در احادیث ما به وجود مقدس خلیفه‌الله و انسان کامل اطلاق می‌شود. در آیه مورد بحث این نور در احادیث به آل‌پیامبر اطلاق شده است و ظلمات را دشمنان آن دانسته‌اند.

آیه‌‌الکرسی در واقع مجموعه‌ای از توحید و سپاس جمال و جلال خداست که اساس دین را تشکیل می‌دهد چون تمام مراحل دین با دلیل عقل قابل اثبات است و نیازی به اجبار و اکراه نیست که در این آیه می‌فرماید در قبول دین اجباری نیست زیرا راه درست از بیراهه آشکار شده است البته برخی معتقدند این اجبار و اکراه در دین نیست مربوط به امور تکوینی است نه تشریعی یعنی خدا انسان را تکوینا مختار خلق کرده است اما در حوزه تشریع انسان موظف است به دین حق ایمان آورده و از آن تبعیت کند
در روایات دیگری از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که ایشان فرمودند در این آیه خدا می‌فرماید آنها را خارج می‌کنم از ظلمات گناهان به نور توبه و مغفرت به خاطر اینکه آنها تحت ولایت امام عادل از جانب خدا هستند و کسانی که از نور به سمت ظلمت رفتند کسانی هستند که تحت امام ظالمی بودند که از طرف خدا نبود، آنها خارج شدند به امامت امامان ظالم از نور اسلام به سمت کفر، پس واجب شد بر آنها آتش.

در عصر فعلی ما این نور وجود امام عصر(علیه السلام) است، به واسطه این نور مۆمنان هدایت می‌شوند و هر امری خلاف این نور ظلمت است. انسان مۆمن را از طریق هدایت به آتش جهنم خواهد کشانید، آنان که ولایت امام را پذیرفتند کارهایشان رنگ خدایی پیدا می‌کند، برای خود رهبری الهی برمی‌گزینند، همچنین راه‌شان روشن است، آینده‌شان معلوم و به کارهایشان دلگرم هستند چون از نور ایمان برخوردارند و خدا اجر مسلمین را ضایع نمی‌کند، تنهایی در زندگی برای آنها تلخ است چون می‌دانند تحت نظر امام‌اند و همه چیز غیر از او را کوچک می‌شمارند و آنها راهی را جز راه خدا قبول نمی‌کنند چون متمسک به سبیل‌الله شده‌اند.

منبع:

تفسیر المیزان؛ علامه طباطبایی. فضیلت آیت الکرسی؛ عبدالحسین تركی. دانشنامه موضوعی قرآن. مجله شبستان. مجله طلوع مهر.



تبلیغات - نرخ تبلیغات در وبگاه مشاهده نرخ تبلیغات

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَيْكَ الْمُشْتَكى وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَريباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِيانى فَاِنَّكُما كافِيانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرين.

امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
سجده شکر پس از هر نماز از بهترین و ضرورى ترین سنّتها است. 

امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
هر یک از شما باید عملى را انجام دهد که سبب نزدیکى به ما و جذب محبت ما گردد؛ و باید دورى کند از کردارى که ما نسبت به آن، ناخوشایند و خشمناک مى باشیم، پس چه بسا شخصى در لحظه اى توبه کند که دیگر به حال او سودى ندارد و نیز او را از عِقاب و عذاب الهى نجات نمى بخشد. 
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
از فضائل تربت حضرت سیّدالشّهداء (علیه السّلام) آن است که چنانچه تسبیح تربت حضرت در دست گرفته شود، ثواب تسبیح و ذکر را دارد، گرچه دعائى هم خوانده نشود.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
اگر طلب مغفرت و آمرزش بعضى شماها براى همدیگر نبود، هرکس روى زمین بود هلاک مى گردید، مگر آن شیعیان خاصّى که گفتارشان با کردارشان یکى است.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
هر که خواسته اى و حاجتى از پیشگاه خداوند متعال دارد بعد از نیمه شب جمعه غسل کند و جهت مناجات و راز و نیاز با خداوند، در جایگاه نمازش قرار گیرد.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
به راستى كه علم ما بر اوضاع شما احاطه دارد و هيچ چيز از احوال شما بر ما پوشيده نيست و نسبت به لغزشهايى كه از شما سرمى زند شناخت داريم.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
همانا خداوند متعال، اباء و امتناع دارد نسبت به حقّ مگر آن که به اتمام و کمال برسد و باطل، نابود و مضمحل گردد.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
همانا بهشت جایگاهى است که در آن آبستن شدن و زایمان براى زنان نخواهد بود، پس هرگاه مؤمنى آرزوى فرزند نماید، خداوند متعال بدون جریان حمل و زایمان، فرزند دلخواهش را به او مى دهد همان طورى که حضرت آدم(علیه السّلام) را آفرید.
 
امام مهدی علیه السّلام در فواید عطسه فرمودند: 
عطسه، انسان را تا سه روز از مرگ نجات مى بخشد.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
از خدا بترسید و تسلیم ما باشید، و امور خود را به ما واگذار کنید، چون وظیفه ما است که شما را بى نیاز و سیراب نمائیم همان طورى که ورود شما بر چشمه معرفت به وسیله ما مى باشد؛ و سعى نمائید به دنبال کشف آنچه از شما پنهان شده است، نباشید.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
کسى با ما، در رابطه با مقام ولایت و امامت مشاجره و منازعه نمى کند مگر آن که ستمگر و معصیت کار باشد، همچنین کسى مدّعى ولایت و خلافت نمى شود مگر کسى که منکر و کافر باشد.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
من آن کسى هستم که در آخر زمان با این شمشیر - ذوالفقار- ظهور و خروج مى کنم و زمین را پر از عدل و داد مى نمایم همان گونه که پر از ظلم و جور شده است.
 
امام مهدی علیه السّلام در جواب ابوالحسین محمّد بن جعفر اسدى فرمودند: 
از ما درباره ى این که فردى چیزى را براى ما وقف کرده، ولى خودش به آن محتاج شده است، پرسیده اى. حکم چنین فردى، این است که در آن چه براى ما وقف کرده، ولى تسلیم ما نکرده، مختار است و مى تواند وقف را به هم بزند؛ ولى آن چه را، به خاطر تسلیم، وقفش مسلّم شده است، دیگر نمى تواند برگرداند، خواه به آن احتیاج داشته یا نداشته باشد.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
هركس در اجراي اوامر خداوندكوشا باشد، خدا نيز وی را در دستيابی به حاجتش ياري می كند.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
دلهای ما ظرف اراده و مشیت خداست پس هرگاه او چیزی را اراده کند،ما نیز همان چیز را اراده می کنیم.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
به درستی که دختر رسول خدا (فاطمه) برای من الگویی نیکوست.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
ملعون است، ملعون است، آن كسى كه نماز مغربش را تأخير بيندازد تا زمانى كه آسمان پديدار شود.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
ملعون است، ملعون است، كسى كه نماز صبحش را تأخير بيندازد تا زمانى كه ستارگان محو شوند.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
با هيچ چيز مثل نماز، بينى شيطان به خاك ماليده نمى شود پس نماز را به پادار و بينى شيطان را به خاك بمال.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
شیعیان ما هنگامی به فرجام نیک و زیبای خداوند می رسند که از گناهانی که نهی شده اند، احتراز نمایند.


تبلیغات - نرخ تبلیغات در وبگاه مشاهده نرخ تبلیغات

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَيْكَ الْمُشْتَكى وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَريباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِيانى فَاِنَّكُما كافِيانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرين.

هیئت محبین المهدی (عج) منطقه چهارصددستگاه کرج



تبلیغات - نرخ تبلیغات در وبگاه مشاهده نرخ تبلیغات

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَيْكَ الْمُشْتَكى وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَريباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِيانى فَاِنَّكُما كافِيانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرين.

این‌که در روایات ما وارد شده است که افضل اعمال امت، انتظار فرج است (۱) ، یعنى چه؟ مگرانتظارچیست؟ انتظار ظهور حضرت ولىّ‌ اللَّه‌ الاعظم (ارواحنافداه) ، مگر چه مضمون و چه معنایى در بطن خود دارد که این‌قدر داراى فضیلت است؟ یک معناى انحرافى در باب انتظار بود که خوشبختانه امروز از آن فهم و برداشت غلط، اثر چندانى نیست. کسانى که مغرض و یا نادان بودند، این‌طور به مردم یاد داده بودند که انتظار، یعنى این‌که شما از هر عمل مثبت و از هر اقدام و هر مجاهدت و هر اصلاحى دست بکشید و منتظر بمانید، تا صاحب عصر و زمان، خودش بیاید و اوضاع را اصلاح کند و مفاسد را برطرف نماید!انقلاب، این منطق و معناى غلط و برداشت باطل را، یا کمرنگ کرد و یا از بین برد. پس بحمداللَّه این معنا، امروز در ذهن جامعه‌ى ما نیست. اما معناى صحیح انتظار، داراى ابعادى است که توجه به این ابعاد، براى کسى که مى‌داند در فرهنگ اسلام و شیعه، چه‌قدر به انتظار اهمیت داده شده، بسیار جالب است.

یک بُعد، این است که انتظار به معناى قانع نشدن به وضع موجود است. «انتظار داریم»، یعنى هرچه خیر و عملِ خوب انجام دادیم و به وجود آمده، کم و غیرکافى است و منتظریم، تا ظرفیت نیکىِ عالم پُر بشود. یک بُعد دیگر از ابعاد انتظار، دلگرمى مؤمنین نسبت به آینده است. انتظار مؤمن، یعنى این‌که تفکر الهى – این اندیشه‌ى روشنى که وحى بر مردم عرضه کرده است – یک روز سراسر زندگى بشر را فرا خواهد گرفت. یک بُعد انتظار این است که منتظر، با شوق و امید حرکت بکند. انتظار، یعنى امید. انتظار، ابعاد گوناگون دیگرى هم دارد.

بیانات امام خامنه ای (مدظله العالی) ۱۳۶۹/۱۲/۱۱

۱ )کمال الدین و تمام النعمة ، شیخ صدوقج۲ص۶۴۴
الخصال،صدوق،ج۲ص۶۲۰
المناقب،ابن شهر آشوب،ج۴ص۴۲۵
بحارالانوار،مجلسی،ج۵۰ص۳۱۷ح۱۴
کشف‏الغمة ، على بن عیسى اربلى‏ ج  ۲ ص  ۲۰۷
بحارالأنوار ، علامه مجلسی  ج ۷۵ ص ۲۰۸

أفضل أعمال أمتی انتظار الفرج من الله عز و جل ».
ترجمه:
رسول خدا(ص) فرمود: برترین اعمال امت من انتظار فرج از خداوند بزرگ و بلند قدر است.



تبلیغات - نرخ تبلیغات در وبگاه مشاهده نرخ تبلیغات

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَيْكَ الْمُشْتَكى وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَريباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِيانى فَاِنَّكُما كافِيانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرين.

وقتى تأمّل مى کنیم مى بینیم همه ى قضایاى امام حسین ـ علیه السّلام ـ در یک روز واقع شد و وقتى مردم کوفه و بصره از قضیّه ى قتل آن حضرت ـ علیه السّلام ـ مطّلع شدند، ناراحت شدند و از ابتلاى آن حضرت و شهادت اسارت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ ، خدا مى داند که اهل ایمان چه قدر ناراحت بودند، به حدّى که گویا باورشان نمى شد.

در طول این مدّت دل اهل ایمان خون بود. امّا ما بیش از هزار سال است که گرفتاریم و حضرت حجّت ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ گرفتار است و دشمن ها نمى گذارند بیاید و او را حبس کرده اند. آیا حبسى از این بالاتر که نتواند خود را در هیچ آبادى نشان دهد و خود را معرّفى کند!

در این ما فوق هزار سال که آن حضرت در زندان است، خدا مى داند که قلوب اهل ایمان چه قدر خون است. آیا شایسته است که حضرت غائب ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ در مصایب و گرفتارى شبیه قضیّه ىحسین بن على ـ علیه السّلام ـ به این مدّت طولانى گرفتار باشد و ما برقصیم و شادى کنیم؟! “



تبلیغات - نرخ تبلیغات در وبگاه مشاهده نرخ تبلیغات

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَيْكَ الْمُشْتَكى وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَريباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِيانى فَاِنَّكُما كافِيانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرين.

شرح ماجرای خواندنی یک پینه دوز که امام زمان (عج) به سراغ او می‌رفت توسط مرحوم آیت الله آقا مجتبی تهرانی:

در زمان کودکی من، مرحوم والد ما با یکی از اولیاء خاصّ خدا ارتباط داشت. تشرّف آن ولیّ خدا به حضور امام زمان«صلوات الله علیه»، قابل انکار نبود. ایشان یک مغازة پـینه‏ دوزی هم در بازار داشت.

حتّی ایشان می‏‌گفت: گاهی آقا شب‏های جمعه یک‏ دفعه می‏ آیند، می‏‌فرمایند: بیا برویم کربلا زیارتی کنیم و برگردیم. با آقا می‏‌روم کربلا و بر می‏‌گردم. این‏ها خواب و قصّه و داستان نیست.

مرحوم والد ما می‏‌گفت: آقا تشریف می‏‌آورند پیش ایشان، نه این، خدمت آقا برود.

پدرم گفت که از او پرسیدم: فلانی! گفت: بله! گفتم: چه شده است که ایشان تشریف می‏‌آورند آنجا پیش تو؟!

گفت: اتّفاقاً خودم همین سؤال را از آقا پرسیدم که چطور شده که شما می‏‌آیید اینجا پیش من احوالم را می‏‌گیرید؟

ایشان به من فرمودند: برای خاطر اینکه در تو هیچ هوای نفس نیست. وقتی از حبّ به دنیا تخلیه شدی، ولی الله اعظم دستت را می‌گیرند..

مگر کسی که حبّ دنیا، چه مالش و چه جاهش پیکره‌اش را گرفته باشد، می‌تواند خدمت امام زمان«صلوات الله علیه»، برسد تا حضرت ایصال به مطلوب بفرمایند؟!…



تبلیغات - نرخ تبلیغات در وبگاه مشاهده نرخ تبلیغات

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَيْكَ الْمُشْتَكى وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَريباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِيانى فَاِنَّكُما كافِيانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرين.

امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
حضرت زكريّا (عليه السلام) از خدا خواست تا نامهاى «پنج تن» را به او بياموزد، پس جبرئيل را بر او نازل كرد، و آموخت. پس از آن هنگامى كه نام محمد و على و فاطمه و حسن را ياد آور مى شد غم و اندوهش برطرف مى شد ولى هنگامى كه امام حسين را به ياد مى آورد گريه گلويش را مى فشرد و نفسهايش به شماره مى افتاد... .

امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
ما در رعايت حال شما كوتاهى نمى كنيم و شما را فراموش نمى كنيم، اگر جز اين بود گرفتاريها بر شما فرود مى آمد و دشمنان، شما را ريشه كن مى كردند پس تقواى خداى بزرگ را پيشه خود سازيد.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
آيا شنيديد كه خداوند بزرگ فرمود: اى كسانى كه ايمان آورديد از خدا و رسول و صاحبان فرمان برخود پيروى و فرمانبردارى كنيد، آيا مقصود اين نيست فرمانى كه تا روز قيامت پا برجاست؟
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
هنگامى كه پرچمى پنهان شد پرچم ديگرى پديدار گرديد، و زمانى كه ستاره اى غروب كرد ستاره، ديگرى طلوع كرد، زمانى كه خداوند امام عسكرى(عليه السلام) را قبض روح كرد. گمان كرديد كه واسطه و رابطه بين خدا و خلقش قطع شد ولى هرگز رابطه قطع نشد و تا قيامت قطع نخواهد شد و فرمان خدا غالب و پيروز خواهد شد اگر چه آنان دوست نداشته باشند.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
مگر نمى دانند كه امامان آنان بعد از پيامبرشان يكى پس از ديگرى به طور منظم آمدند تا به فرمان خدا نوبت به امام پيشين يعنى امام حسن عسكرى (عليه السلام) رسيد كه به جاى پدرانش نشست تا به سوى حق و راه مستقيم رهنمون گردد.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
آيا نمى بينيد كه خداوند براى شما منابع عقل را قرار داده كه به آن منابع پناه مى بريد و پرچمها و نشان هايى نصب كرده كه بواسطه آنها هدايت مى شويد و اين روش از زمان حضرت آدم شروع شد تا اينكه امام عسكرى (عليه السلام) كه درود خدا بر او باد آشكار شد.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
پيشوايان كه درود خدا بر آنان باد از خدا درخواست مى كنند پس او پديد مى آورد و آنان از او مى خواهند و او روزى مى دهد، به خاطر اجابت درخواست آنان و احترام و بزرگداشت حق آنان.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
خداوند بزرگ اجازه نداد و نخواست كه امامت پس از امام حسن و امام حسين عليهماالسلام در دو برادر جمع شود.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
خداوند پس از پيامبراكرم (صلى الله عليه و آله) كار امّت را به برادر و پسر عمو و وصىّ و وارث او على بن ابى طالب عليهماالسلام سپرد، سپس به جانشينان او از فرزندانش يكى پس از ديگرى واگذار كرد. و توسط آنان دين خود را زنده كرد و نور خود را به اتمام رسانيد.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
...سپس خداوند حضرت محمد (صلى الله علیه و آله) را به عنوان رحمت براى جهانیان بر انگیخت و نعمتش را به وسیله او تمام کرد و پیامبرانش را با او خاتمه بخشید و او را به سوى تمام مردم فرستاد.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
خداوند بزرگ مخلوقات را بيهوده نيافريده و آنان را پوچ و بيهوده رها نكرده، بلكه آنان را با قدرت خود آفريد و براى آنان چشم و گوش و قلب و عقل قرار داد و سپس انبيائى كه بشارت دهنده و هشدار دهنده هستند به سوى آنان فرستاد كه آنان را به اطاعت از او فرمان مى دهند و از معصيت او نهى مى كنند و چيزهايى را كه در مورد پروردگارشان و دينشان نمى دانستند به آنان شناساندند.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
هدف و قصد خویش را نسبت به محبّت و دوستى ما - اهل بیت عصمت و طهارت - بر مبناى عمل به سنّت و اجراء احکام الهى قرار دهید، پس همانا که موعظه ها و سفارشات لازم را نموده ام و خداوند متعال نسبت به همه ما و شما گواه مى باشد.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
زمان ظهور مربوط به اراده خداوند متعال مى باشد و هرکس زمان آن را معیّن و معرّفى کند، دروغ گفته است.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
چگونگى بهره گیرى و استفاده از من در دوران غیبت همانند انتفاع از خورشید است در آن موقعى که به وسیله ابرها از چشم افراد ناپدید شود.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
بین خداوند و هیچ یک از بندگانش، خویشاوندى وجود ندارد - و براى هرکس به اندازه اعمال و نیّات او پاداش داده مى شود - هرکس مرا انکار نماید از (شیعیان و دوستان) ما نیست و سرنوشت او همچون فرزند حضرت نوح (علیه السّلام) خواهد بود.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
و هنگامى که به ما اجازه سخن داده شود، حق آشکار وباطل ریشه کن و از شما دور خواهد شد، از خدا مى خواهم که این مهمّ را به نحو احسن و در حد کفایت و با ولایت ما انجام دهد.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
آگاه و متوجه باشید که در هیچ حالتى، زمین خالى از حجّت خداوند نخواهد بود، یا به طور ظاهر و آشکار و یا به طور مخفى و پنهان.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
فضیلت تعقیب دعا و تسبیح بعد از نمازهاى واجب نسبت به بعد از نمازهاى مستحبّى همانند فضیلت نماز واجب بر نماز مستحبّ مى باشد.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
براى هیچ کس جائز نیست که در اموال و چیزهاى دیگران تصرّف نماید مگر با اذن و اجازه صاحب و مالک آن.
 
امام مهدی علیه السّلام فرمودند: 
خدا با ما است و نیازى به دیگران نداریم؛ و حقّ با ما است و هر که از ما روى گرداند باکى نداریم.


تبلیغات - نرخ تبلیغات در وبگاه مشاهده نرخ تبلیغات

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَيْكَ الْمُشْتَكى وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَريباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِيانى فَاِنَّكُما كافِيانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرين.

👤 آنلاین: 12 نفر


📄 کل مطالب: 1180


💬 کل نظرات: 0


🕐 ساعت:


📅 امروز:


🌐 آی پی شما: 216.73.217.0


📈 بازدید یکسال: 717

🎯 ثبت نام در وبگاه

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :