هیئت محبین المهدی (عج) منطقه چهارصددستگاه کرج

جبهه فرهنگی مردمی البرز

تشکل مردم نهاد جوانان کرانه نور هدایت

باشگاه فوتسال انصار ولایت البرز

تلویزیون اینترنتی هور
مسابقه ماهانه عصر انتظار
1 / 13
تصویر شماره ۱ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
2 / 13
تصویر شماره ۲ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
3 / 13
تصویر شماره ۳ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
4 / 13
تصویر شماره ۴ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
5 / 13
تصویر شماره ۵ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
6 / 13
تصویر شماره ۶ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
7 / 13
تصویر شماره ۷ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
8 / 13
تصویر شماره ۸ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
9 / 13
تصویر شماره ۹ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
10 / 13
تصویر شماره ۱۰ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
11 / 13
تصویر شماره ۱۱ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
12 / 13
تصویر شماره ۱۲ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
13 / 13
تصویر شماره ۱۳ - جبهه فرهنگی مردمی البرز

داستان ولادت پیامبر

 (به بهانه ایام عید مبعث پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله)

امام صادق علیه السلام در روایتی که خلاصه آن را می آوریم می فرمایند:
در صبیحه ولادت آن جناب، هر بتی که بر روی زمین بود، بر رو در افتاده بود و ایوان کسری بلرزید و چهارده کنگره از آن ساقط شد و دریاچه ساوه، آبش فرو رفت و در وادی (سماوه) آب جاری شد و آتشکده فارس ‍ خاموش شد و حال آنکه هزار سال بود که خاموش نشده بود و نوری در آن شب از طرف حجاز ظاهر شد و منتشر گردید تا به مشرق عالم رسید و سریر هر سلطانی از سلاطین دنیا در آن صبح سرنگون شده بود و در آن روز، هیچ سلطانی نتوانست تکلم کند و تمامی گنگ شده بودند و علم کهنه و سحر سحره باطل شد و هر کاهنی که بود میان او و همزادش ‍ – که خبرها به او می گفت – جدائی افتاد و ابلیس در آن وقت صیحه زد و ابالسه خود را جمع کرد.
ابالسه گفتند: ای سید ما! چه ترا به فزع در آورده؟ گفت: وای بر شما همانا حادثه عجیبی در زمین واقع شده که از زمان رفع عیسی (ع ) تا به حال واقع نشده. بروید و بگردید ببینید چه واقع شده برای من خبر آرید.
برفتند و برگشتند و گفتند: چیزی نیافتیم.
ابلیس گفت: استعلام این امر، کار من است، پس فرو رفت در دنیا و جولانی کرد تا بر حرم مکه رسید. دید که اطراف حرم را ملائکه فرا گرفته اند. خواست داخل حرم شود، او را صیحه زدند؛ برگشت و از طرف کوه (حرا) داخل شد. جبرئیل او را صیحه زد که بر گرد، لعنت خدا بر تو باد.
گفت: ای جبرئیل! از تو سؤالی دارم ، بگو که امشب چه حادثه رو کرده؟
فرمود: ولادت محمد صلی الله علیه وآله واقع شده.
گفت از برای من در او نصیبی هست؟ فرمود: نه.
گفت: در امت او، من بهره دارم؟ فرمود: بلی.
گفت: راضی شدم.

[ بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۱۵، ص: ۲۵۹]


ثبت نظر: 0 نظر ثبت شده
(امتیاز کل 0 توسط 0 نفر)
تبلیغات 2 - نرخ تبلیغات در وبگاه مشاهده نرخ تبلیغات

👤 آنلاین: 3 نفر


📄 کل مطالب: 1166


💬 کل نظرات: 0


🕐 ساعت:


📅 امروز: چهارشنبه 25 شهریور 1405


🌐 آی پی شما: 216.73.216.66


📈 بازدید یکسال: 13644