هیئت محبین المهدی (عج) منطقه چهارصددستگاه کرج

جبهه فرهنگی مردمی البرز

تشکل مردم نهاد جوانان کرانه نور هدایت

باشگاه فوتسال انصار ولایت البرز

تلویزیون اینترنتی هور
مسابقه ماهانه عصر انتظار
1 / 13
تصویر شماره ۱ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
2 / 13
تصویر شماره ۲ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
3 / 13
تصویر شماره ۳ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
4 / 13
تصویر شماره ۴ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
5 / 13
تصویر شماره ۵ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
6 / 13
تصویر شماره ۶ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
7 / 13
تصویر شماره ۷ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
8 / 13
تصویر شماره ۸ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
9 / 13
تصویر شماره ۹ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
10 / 13
تصویر شماره ۱۰ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
11 / 13
تصویر شماره ۱۱ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
12 / 13
تصویر شماره ۱۲ - جبهه فرهنگی مردمی البرز
13 / 13
تصویر شماره ۱۳ - جبهه فرهنگی مردمی البرز

انتخابات مجلس و خبرگان رهبری

چند گروه شده بودیم و هر روز یک گروه آتش به اختیار می‌رفتیم بازار تهران برای تبلیغ، آرمان بر خلاف بقیه طلبه‌ها، هر روز می‌آمد. انگار که کار و زندگی‌اش را تعطیل کرده باشد.

برای انتخابات. آن روز جمعیت زیادی دور آرمان جمع شده بودند. هم خوب حرف می‌زد، هم تحلیل داشت. به همین راحتی‌ها هم عصبانی نمی‌شد. وسط بحث جوانی از کوره در رفت.

شروع کرد به بد و بیراه گفتن:«شما هم همتون جیره خورید. جمع کنید این بساط رو. چقدر بهتون دادن؟» 

آرمان با لبخند دست جوان را گرفت و کنار کشید، یک لیوان چای برایش ریخت و گفت «اینطوری که شما میگی نیست. این چایی رو هم با پول خودمون گرفتیم، اگه داد و بیداد نمی‌کنی بیا با هم حرف بزن.»

رفتند و نشستند روی سکویی که همان نزدیکی بود. چیزی نگذشت که صدای خنده شان بلند شد. آن جوان صورت آرمان را بوسید، عذرخواهی کرد و رفت.


ثبت نظر: 0 نظر ثبت شده
(امتیاز کل 0 توسط 0 نفر)
تبلیغات 2 - نرخ تبلیغات در وبگاه مشاهده نرخ تبلیغات

👤 آنلاین: 3 نفر


📄 کل مطالب: 1166


💬 کل نظرات: 0


🕐 ساعت:


📅 امروز: چهارشنبه 25 شهریور 1405


🌐 آی پی شما: 216.73.216.66


📈 بازدید یکسال: 13644